هیبت

 

چند پیام از امام علی علیه السلام :

هرکس بسیار شوخی کند ، سبک شود . هرکس بسیار بخندد ، هیبت او از دست برود .

تحف العقول - صفحه ۱۵۵        

پندهای سه گانه

 

قال علی علیه السلام :

دنیا سه روز است :

دیروز ، - که هر چه بود گذشت و بر نمی گردد .

امروز ، - که باید آن را غنیمت شمرد .

و فردا - که معلوم نیست به آن برسی .

دیروز ، - حکیمی ادب آموز است (که تجربه ی آن باید وظیفه ی امروز را روشن کند) .

امروز ، دوستی است در حال وداع .

و فردا آرزویی بیش نیست (که شاید به آن برسی) .

کتاب نصایح و سخنان چهارده معصوم علیهم السلام و هزارو یک سخن - باب سوم - پندهای سه گانه صفحه ۱۴۲

 

چهار چیز برای چهار مقصد

چهار چیز برای چهار مقصد آفریده شده :

۱- مال برای خرج - نه برای نگهداری .

۲- علم برای عمل - نه جدال و کشمکش .

۳- بنده برای بندگی - نه خوشگذرانی .

۴- و دنیا برای عبرت گرفتن - نه آباد کردن .

کتاب نصایح - تالیف مرحوم حضرت آیت الله علی مشکینی - باب چهارم - پندهای چهارگانه - صفحه ۱۸۲ 

چهار گوهر

چهار گوهر است که به چهار چیز تباه شود :

۱- عقل به غضب زایل گردد .

۲- دین به حسد .

۳- حیا به طمع .

۴- و عمل صالح به غیبت .

کتاب نصایح - تالیف مرحوم حضرت آیت الله علی مشکینی - باب چهارم - پندهای چهارگانه - صفحه - ۱۸۲ 

نصايح وسخنان چهارده معصوم عليهم السلام و هزار و يك سخن

 

پايه هاي دين پنج است :

1-      خدا شناسي

2-      قناعت به موجودي

3-      تجاوز نكردن از حد و مرز دين

4-      وفاي به عهد

5-      و صبر بر گمشده (مال باشد يا جان يا چيز ديگر) .

كتاب نصايح  - به قلم مرحوم حضرت آيت الله علي مشكيني – باب پنجم – پندهاي پنجگانه

 

دستورالعملهای حضرت علی علیه السلام به تجار

 

حضرت علی علیه السلام همه روزه در بازار کوفه قدم می زد و گاهی در و سط بازار

می ایستاد و می فرمود :

 ای گروه تجار !

 1.   از خدا خیر بخواهید .

۲ .    برکت را در سایه آسان گرفتن بر مردم بخواهید .

3.     و خود را با حلم و بردباری زینت دهید .

4.     و از سوگند در معامله دست بردارید .

5.     از دروغ در معامله دوری کنید .

6.     و از ظلم و بی عدالتی بترسید .

7.     و انصاف را در بارهُ مظلومان و ستمدیدگان رعایت کنید .

8.     و به ربا نزدیک نشوید .

9.     و اشیاء مردم را کم نگذارید .

10.    و در زمین فساد نکنید .

11.    و (در داد و ستدها) پیمانه و ترازو را با عدالت تمام دهید .

                                                                              (کتاب کسب و کار در قرآن و روایات)

نكات قرآني - تفسير نور - استاد قرائتي

پخش مستقیم کاظمین

 

پخش مستقیم کاظمین

نوشته شده توسط مدیر سایت
Larger Font Smaller Font
مشاهده در قالب PDF Print فرستادن به ایمیل

 

زیارت بارگاه ملکوتی امام کاظم (ع) و امام جواد (ع)


چنانچه از مرورگرهای فایرفاکس یا اپرا استفاده می کنید

لازم است برای مشاهده تصاویر پلاگین مربوطه را با حجم 300 کیلوبایت از اینجا دریافت و نصب کنید.

 

 

بروشور گناه شناسی

 

 

درسهایی از قرآن

 

گناه شناسی

 

 (۱)

 

استادمحسن قرائتی

 

 

 

 

کانون فرهنگی هنری مسجد ریگ

خیابان قیام – کدپسنی 891365516-  تلفن : 09137472252

 

 

 

         خوانندگان محترم  :

   با توجه به وجود آیات و روایات و اسماء الهی در این بروشور ، مواظبت نمایید که بی احترامی نشود ودر دست وپا نیافتد . 

 

 

    گناه به معنی خلاف است،ودراسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد،گناه است،گناه هرچند کوچک باشد چون نافرمانی خداست،بزرگ است.

    واژه های بیانگر گناه درقران

    در زبان قرآن وپیامبروامامان(علیه السلام) باواژه های مختلف،ازگناه یاد شده است،که هرکدام گويی از بخشی ازآثار شوم گناه پرده برمی داردوبیانگرگوناگون بودن گناه است،واژه هایی که درقران درموردگناه امده، عبارتنداز:

    1- ذنب 2- معصیت 3- اثم 4- سیئه 5- جرم 6- حرام 7- خطیٍئه 8- فسق 9- فساد 10- فجور 11- منکر 12- فاحشه 13- خبط 14- شر 15- لمم 16- وزر وثقل 17- حنث

    1- ذنب ، به معنی دنباله است،چون هرعمل خلافی یک نوع پی آمد و دنباله به عنوان مجازات اخروی یادنیوی دارد .

این واژه درقرآن 35 بارآمده است.

    2- معصیت ، به معنی سرپیچی وخروج ازفرمان خداست وبیانگرآن است که انسان ازمرزبندگی خدابیرون رفته است .

این واژه درقرآن33بارآمده است .

    3- اثم ، به معنای سستی وکندی و واماندن ومحروم شدن ازپاداشها است وبیانگر آن است که درحقیقت گنهکاریک فرد وامانده است،مباداخود را زرنگ بپندارد .

این واژه در قرآن48بار آمده است.

   4- سیئه ، به معنی کار قبیح وزشت است که موجب اندوه ونکبت گردد،در برابر«حسنه»که به معنی سعادت وخوشبختی است . این واژه165بار در قران امده است.

کلمه سوء ازهمین واژه گرفته شده که44  بار در قرآن آمده است .

   5- جرم ، دراصل به معنی جداشدن میوه از درخت ویا به معنی پست است،جریمه وجرائم از همین ماده می باشد ، جرم عملی است که انسان را از حقیقت ، سعادت ، تکامل وهدف جدا می سازد . این واژه 61 بار در قرآن آمده است.

   6- حرام ، به معنی منع وممنوعیت است،لباس احرام لباسی است که انسان در حج وعمره میپوشد و از یکسری کار ها ممنوع میشود.

ماه حرام ماهی است که جنگ در آن ممنوع است،مسجدالحرام یعنی مسجدی که دارای حرمت واحترام خاصی است،و ورود مشرکین به آن ممنوع است.

این واژه حدود 75 بار در قرآن آمده است .

   7- خطیئه ، غالبأ به معنی گناه غیر عمدی است . وگاهی در معنی گناه خیلی بزرگ نیزاستعمال شده است،چنانکه آیه 81 سوره بقره و 31 سوره الحاقه بر این مطلب گواه میباشد.

این واژه دراصل حالتی است که برای انسان بر اثر گناه پدید می آیدو او را از طریق نجات،قطع می کند،وراه نفوذ انوار هدایت به قلب انسان را می بندد .

این واژه22بار در قران آمده است

   8- فسق ، در اصل به معنی خروج هسته ی خرمااز پوست خود می باشد ، و بیانگر خروج گنهکار از مدار اطاعت و بندگی خداست که او با گناه خود حریم وحصار فرمان الهی را شکسته ودر نتیجه بدون قلعه و حصار مانده است . این واژه53بار در قرآن آمده است .

   9- فساد ، به معنی خروج از حد اعتدال است که نتیجه اش تباهی وبه هدر رفتن استعداد ها است . این واژه 50 بار در قرآن آمده است.

   10- فجور ، به معنی دریدگی و پاره شدن پرده ی حیا و آبرو ودین است که باعث رسوایی خواهدگردید . این واژه6 بار در قرآن آمده است.

   11-منکر ، در اصل از انکار به معنی نا آشنا است،چرا که گناه با فطرت وعقل سالم ، هماهنگ و مأنوس نیست .

این واژه 16 بار در قرآن آمده وبیشتر در عنوان نهی ازمنکر،طرح شده است . 

   12- فاحشه ، سخن وکار زشتی است که در زشتی آن تردیدی نیست ودر مواردی به معنی کار بسیار زشت و ننگین ونفرت آور به کار میرود، این واژه24 بار در قرآن آمده است

   13- خبط ، به معنی عدم تعادل به هنگام نشست وبرخاست است ، گوئی گنهکار نوعی حرکت نامتعادل،همراه باسستی وسقوط دارد.

   14- شر ، به معنی هر زشتی است که نوع مردم از آن نفرت دارند ، و برعکس ،  واژه خیر، به معنی کاری است که نوع مردم آن را دوست دارند ،گوئی گناه ، خلاف فطرت واحساس درونی انسانها است ، این واژه غالبأ در مورد بلاها وگرفتاری ها استعمال میشود ، ولی گاهی در مورد گناه به کار میرود ، چنانچه درآیه 8 سوره زلزال به معنی گناه به کار رفته است.

   15- لمم ، (بر وزن قلم) به معنی نزدیک شدن به گناه ، وبه معنی اشیاء اندک ودر گناهان صغیره به کار میرود .

 این واژه درقرآن یکبار (نجم-32) آمده است .

   16- وزر ، به معنی سنگینی است،و بیشتر درمورد حمل گناه دیگران به کار میرود  ، وزیر کسی است که کار سنگین حکومت را به دوش می کشد .گناهکار ، غافل است که باگناه خودبار سنگین رابه دوش خواهد کشید ، این واژه درقرآن26بار آمده است.

وگاهی درقرآن واژه«ثقل» نیز که به معنی سنگینی است در مورد گناه به کار رفته است ، چنانچه آیه 13 سوره عنکبوت به این مطلب دلالت دارد.

   17- حنث ، (بر وزن جنس) در اصل به معنی تمایل به باطل وبازخواست آمده است وبیشتر در مورد گناه پیمان شکنی وتخلف،بعد از تعهد،که از گناهان بزرگ است ،آمده است.

این واژه2بار در قرآن آمده است.

    این واژه های هفده گانه هرکدام بیانگر بخشی از آثار شوم گناه،وحاکی از گوناگونی گناه می باشند،وهریک با پیام مخصوص وهشدار ویژه ای ،انسان ها را از ارتکاب گناه بر حذر   می دارند.

    واژه های دیگردرروایات

 در روایات اسلامی ، واژه های دیگری نیر در مورد گناهان مختلف،به کار رفته اند مانند:جریره ، جنایت ، زلت ، عثرت ، عیب و...که هرکدام بیانگر نوعی از گناه است که ممکن است به سراغ انسان بیاید.

 

 **********

 

درسهایی از قرآن

 

 

گناه شناسی

3

 

استاد محسن قرائتی

 

 

کانون فرهنگی هنری مسجد ریگ

وبلاگ( آدرس اینترنتی ) : www.kmrig.blogfa.com

یزد-خیابان قیام- کدپستی 891365516 تلفن : 09137472252

 


 

3- توجیهات اجتماعی

یکی از توجیهات گناه ، توجیه اجتماعی است .

به عنوان مثال : به گنهکار می گوئی چرا فلان گناه را کردی؟ می گوید : رسمش همین است ، خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو . زدند و ما هم رقصیدیم . همه دارند این کار را می کنند ، من هم یکی از آنها ، انسان که نمی تواند از جامعه جدا باشد ، و تا فته جدا بافته گردد.

و امثال این گونه توجیهات که در رفتار و گفتار روزانه بعضی وجود دارد .

این گونه توجیهات ، در زمانهای سابق هم بوده است .

قوم شعیب (ع) به بت پرستی و خرافات و کم فروشی و رباخواری و . . . ادامه می دادند، حضرت شعیب آنها را به سوی خدا دعوت می کرد و از آلودگیهای گناه بر حذر می داشت .

آنها در برابر منطق شعیب (ع) از روی مسخره می گفتند :

قالُوا یا شُعَیبُ اَصَلواتُکَ تَأمُرُکَ اَن نَترُکَ ما یَعبُدُ آباؤُنا :

«ای شعیب ! آیا نمازت ، به تو دستور می دهد که ما آنچه را پدرانمان می پرستیدند ، ترک کنیم؟! »

قوم گنهکار شعیب با توجیه پیروی از سنت نیاکان ، به گناه خود ادامه می دادند .

فرعون در اوج اقتدار بود ، و جامعه ای که او به وجود آورده بود ، سراسر سانسور و اختناق بود . جّو و محیط فاسد حکومت می کرد . اکثر مردم با توجیه خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو ، از فرعون اطاعت می کردند . ولی حضرت آسیه زن فرعون ، مرعوب جوّ و محیط و جامعه فاسد قرار نگرفت ، و با ارادة قوی ، ایمان خود را حفظ کرد . اما به عکس ، افراد زبون و سست عنصری مانند زن حضرت نوح و پسر او و همچنین زن لوط ، آن چنان در کام جامعه حل شدند که دعوت حضرت نوح و لوط (ع) را به باد استهزاء گرفتند و با آنها مخالفت نمودند .1

پیامبر اسلام (ص) و حضرت علی (ع) دشمنان بسیار داشتند ، آنها هرگز سنتهای غلط جامعه خود را امضاء نکردند ، بلکه از جامعه گرائی پرهیز نمودند و در سخت ترین شرائط با جامعه فاسد مبارزه کردند . بنابراین نباید مرعوب رسم ، سنت و فشار جامعه ، و تزی بنام جامعه گرائی و ملیت قرار گرفت ، و زیر ماسک این توجیهات ، از حق و طریق راست ، منحرف شد .

4- توجیهات روانی

بعضی از توجیهات ، که گناه را می پوشاند ، توجیه های روانی است که به صورتهای مختلف است:

1- یأس و نا امیدی دارد ، می گوید : ما دیگر غرق شده ایم ، آب که از سرگذشت دیگر امید نجات نیست . یا مانند اینکه سن و سالی از او گذشته ، هنوز قرائت نماز را نمی داند ، به او می گویی بیا و قرائت نماز را یاد بگیر، می گوید : از ما دیگر گذشته ، من بی سواد هستم ، نمی توانم یاد بگیرم .

2- و یا به گناهی عادت کرده ، مثلا به سیگار و تریاک عادت کرده ، می گوید : « من دیگر نمی توانم ترک عادت کنم. » اگر روزی هزار تومان به او بدهی تا سیگار را ترک بکند ، ترک

می کند ، تا صد روز ، روزی هزار تومان به او بدهی ، سیگار نمی کشد ، و این دلیل بر آنست که اگر اراده کند ، می تواند ترک عادت کند . در عین حال خود را مسلوب الاراده فرض میکند       ( کسی که اراده از او سلب یا گرفته شده است) ، و گناه خود را با توجیه « عادت کرده ام » ادامه می دهد.

3- و یا می گوئی ، نهی از منکر ، واجب است و ترک آن حرام و گناه می باشد ، چرا فلانی را نهی از منکر نمی کنی؟ می گوید : « فکر کردم رنجیده خاطر می شود . »

4-  و یا می گوئی ، بچه ات را تربیت کن ، نگذار ولگرد شود ، می گوید : « اگر او را کنترل کنم ، می ترسم عقده ای شود .» و با این توجیه از مسئولیت تربیت بچه ، شانه خالی می کند .

5- مسخره می کند ، که از گناهان زشت است . ولی می گوید : « شوخی کردم » و با توجیه

 « شوخی کردم » گناه خود را می شوید .

6- می گوئی پدرت یا برادرت، راه کفر می رود ، آنها را به دوستی نگیر ، می گوید: «پدر است ، برادر است ، مگر می شود آنها را ترک کرد؟ »

و از این قبیل بهانه ها و توجیه ها که در گفتار و رفتار روزانۀ مردم ، زیاد دیده و شنیده می شود .

در ردّ همۀ این توجیهات خود در آورده و وسوسه گر ، به این آیه توجه کنید :

قُل اِن کانَ آبائُکُم وَ اَبنائُکُم وَ اِخوانُکُم وَ اَزواجُکُم وَ عَشیرَتُکُم وَ اَموالٌ اقتَرَفتُمُوها وَ تِجارَهٌ تَخشَونَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرضَونَها اَحَبَّ اِلَیکُم مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادِ فیِ سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّی یَأتِیَ اللهُ بِاَمرِهِ وَ اللهُ لا یَهدِی القَومَ الفاسِقِینَ  :

« بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما و اموالی که به دست آورده اید ، و تجارتی که از کسادش بیم دارید ؛ و مسکن های مورد علاقۀ شما ، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش ، محبوبتر است ، در انتظار این باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند و خداوند جمعیت گنهکار را هدایت نمی کند.2

این آیه می گوید : همه چیز باید فدای هدف و فرمان خدا گردد ، و هر گونه بهانه جوئی و توجیه گری در این راستا ، ممنوع است .

7- یکی از توجیها ت این است که گنهکارانی هستند، نخست گناه را جایز می کنند و سپس آن را انجام می دهند، مثلاً با توجیه « غیبتش نباشد ! » غیبت می کنند و یا شخصی را طوری معرفی می کند که غیبتش جایز است ، سپس تحت این پوشش ، او را غیبت می کند .

نقل می کنند : مرحوم آیت الله العظمی سید محمد حجّت (صاحب مدرسه حجّتیه قم ) گفته  بود ، از آنها که غیبت مرا کرده اند ، می گذرم ، ولی غیبت (بعضی) از طلاب را نمی بخشم . زیرا آنها اول می گویند غیبتش جایز است ، بعد مرا غیبت می کنند .

ریشۀ این گونه توجیهات ، آن است که انسان گنهکار می خواهد ، جلو راهش باز باشد ، و بدون هرگونه مسئولیتی گناه کند ، و با این « اشباع کاذب » حریم قانون الهی را بشکند ، و آزادانه هرگونه هوسرانی دست یازد .

مثلاً اعتقاد به معاد و حساب و کتاب روز قیامت ، یکی از عوامل بازدارندۀ گناه است ، انسان توجیه گر برای اینکه آزادانه گناه کند ، به انکار معاد بر می خیزد ، و در برابر دلائل استوار اثبات معاد ، به هر حشیشی متوسل می شود .

چنانکه در آیه 5 و 6 سوره قیامت می خوانیم :

بَل یُرِیدُ الانسانُ لِیَفجُرَ اَمامَهُ- یَسئَلُ اَیّانَ یَومُ القِیامَهِ :

« انسان منکر معاد ( در برابر دلیلهای روشن) می خواهد آزاد باشد و گناه کند ، (ازاین رو) می پرسد قیامت کی خواهد بود ؟ ! »

یکی از توجیهات ، توجیه «افشاگری» است که گاهی تحت پوشش آن ، گناه بزرگ آبروریزی صورت می گیرد . البته افشاگری در جای خود درست است ، آنها را که وجودشان در جامعه خطرناک است و منتظر فرصت و توطئه هستند ، باید افشا کرد ، ولی نه اینکه با توجیه    افشاگری ، گناهان پوشیدۀ افراد محترم را فاش ساخت و آبروی آنها را ریخت .

 

1-      خداوند در آیه 10 و 11 سوره تحریم، همسر فرعون را به عنوان الگوی زن با ایمان، و زن نوح و لوط را به عنوان الگوی زنان کافر معرفی می کند .

2-      سوره توبه آیه 24

 

((حدیث قدسی))

قال الله عز و جل :

مال بسیار ، گناهان را از یاد می برد.

 

امام  رضا (ع):

هیچ پارسایی سود مند تر از دوری از گناهان و خود داری از آزار مؤمن نیست.

 

بار الها :

رزمندگان اسلام در سراسر عالم ، بخصوص کشور های مسلمان نشین (مصر ، تونس ، لیبی ، بحرین ، عربستان ، لبنان ، فلسطین ، یمن ، اردن و مسلمانان کشورهای آمریکا ، انگلیس ، فرانسه و ... ) را خود رهنمون شو تا هدایت یافته و به پیروزی کامل که همان پیاده نمودن اسلام ناب محمدی صلی ا... علیه و آله و سلم است دست یابند و در زیر یگانه پرچم ولی الله الاعظم قرار گیرند .

امام خمینی رحمه الله علیه :

مساجد سنگر است سنگرها را حفظ کنید.

بخشی از پیام گهر بار امام خامنه ای به نوزدهمین اجلاس سراسری نماز در سال 1389:

بسم الله الرحمن الرحیم

پدید آورندگان هویتی بنام مسجد ، در قبا و سپس در مدینه ، در شمار زیباترین و پرمغزترین ابتکارهای اسلام در آغاز تشکیل جامعۀ اسلامی است ؛ خلوت انس با خدا و جلوت حشر با مردم ؛ کانون ذکر و معراج معنوی و عرصة علم و جهاد و تدبیر دنیوی ؛ جایگاه عبادت و پایگاه سیاست ، دوگانه های به هم پیوسته ای است که تصویر مسجد اسلامی و فاصلة آن با عبادتگاه های رائج ادیان دیگر را نمایان می سازد .

در مسجد اسلامی ، شور و بهجت عبادت خالص با نشاط زندگی پاک و خردمندانه و سالم ، در هم می آمیزد و فرد و جامعه را به طراز اسلامی آن نزدیک می کند . مسجد ، مظهر آمیختگی دنیا و آخرت و پیوستگی فرد و جامعه در دیدگاه اندیشة مکتب اسلام است .           ادامه دارد...

 

وَ نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفُوا فِی الاَرض وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّه وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثینَ (آیه 5 سوره قصص) .

 

امید که بهار طبیعت خاک با بهار طبیعت جان

 که ظهور حضرت بقیه الله العظم مهدی موعود ارواحنا فداه است با هم درآمیزد و عدالت مستقر شود .

 

 

**************

 

درسهایی از قرآن

 

گناه شناسی

 

 پیشوایان الهی و مساله معاد

 

(9)

 

 

استاد محسن قرائتی

 

 

کانون فرهنگی هنری مسجد ریگ

وبلاگ( آدرس اینترنتی ) : www.kmrig.blogfa.com

یزد-خیابان قیام- کدپستی 8913655916 – تلفن : 09137472252

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

عزیزان :  با توجه به آیات و روایات و اسماء خداوندی

و ائمه معصومین علیهم السلام سعی شود در دست و پا نیافتد.

 

 

با عرض ارادت خدمت خوانندگان محترم : سلسله مباحث گناه شناسی برگرفته شده از " کتاب گناه شناسی " استاد قرائتی طی 8 شماره ارائه گردید. در شماره قبل شخصیت انسان از دیدگاه قرآن ، خودشناسی از دیدگاه روایات ، ایمان به معاد و حساب قیامت ارائه گردید. در این شماره می خوانید :

پیشوایان الهی و مساله معاد

          پیامبران و امامان و اولیاء خدا  ،  همواره به یاد معاد بودند ، و آغاز دعوتشان از مبدأ و معاد شروع می شد ، و لحظه ای از فکر معاد غافل نبودند  .  مثلاً غذای داغ و یا آفتاب گرم را می دیدند ، به یاد روز قیامت می افتادند و در پرتگاه ها ، یاد معاد آنها را از ارتکاب گناه باز می داشت . هنگامی که عقیل برادر حضرت علی علیه السلام  از آنحضرت ، تقاضای کمک اضافی از بیت المال کرد  ،  حضرت علی (علیه السلام) آهن تفتیده و سوزانی را نزدیک دست برادرش عقیل برد ، وقتی فریاد عقیل برخاست ، علی (علیه السلام) به او فرمود :

" تو از شعله آتش کوچکی که بسان بازیچه در دست انسانی است فریاد می کشی و فرار می کنی ، اما برادرت را به سوی آتشی می کشانی که شعله قهر و غضب پروردگار آن را افروخته است ! "

و در سخنی می  فرماید :

وَ اتَّقُوا ناراً حَرُّها شَدیِدٌ وَ قَعرُها بَعیِدٌ وَ حِلیَتُها حَدیدٌ ، وَ شَرابُها صَدِیدٌ

« بپرهیزید از آتشی که حرارتش شدید ، و ژرفای آن زیاد  ، و زیور آن غل و زنجیرآهنین  ، و نوشیدنی آن  ، آب جوشان می باشد. »

 

 

دوست سلمان!

          روزی سلمان در کوفه در بازار آهنگران عبور می کرد  ،  چشمش به جوانی افتاد که نعره کشید و بیهوش به زمین افتاد . مردم اطراف او اجتماع کردند ،  وقتی سلمان را دیدند به او گفتند :  مثل اینکه این جوان بیماری حمله مغزی دارد ،  شما بیا و دعائی در گوش او بخوان ،  شاید سلامتی خود را بازیابد .

          سلمان جلو آمد و جوان به هوش آمد ،  وقتی که سلمان را شناخت ، گفت :  این گونه که این مردم خیال می کنند بیمار نیستم ،  بلکه هنگام عبور در بازار آهنگرها دیدم آنها میله های سرخ شده را با پتک می کوبند ،  بیاد این آیه افتادم  :

وَ لَهُم مَقامِعُ مِن حَدیدٍ ( حج 21 )

« برای مأمورین دوزخ  ،  گرزهائی از آهن است.»

          از ترس عذاب الهی  ،  عقل از سرم پرید و چنین حالی پیدا کردم .

          سلمان به او علاقه مند شد و پیوند دوستی با او برقرار ساخت ،  و همواره از او یاد می کرد ،  تا اینکه چند روزی او را ندید ،  جویای حال او شد ،  دریافت که بیما و بستری است به عیادت او رفت ،  وقتی به بالین او رسید ،  او را در حال جان دادن یافت ،  از او دلجوئی کرد ،  و خطاب به عزرائیل گفت :

یا مَلَکَ المَوتِ اِرفَق بِاَخی                        « ای فرشتة مرگ ، به برادر ایمانیم مدارا کن.»

         عزرائیل گفت :

اِنّی بِکُلِّ مُؤمِنٍ رَفیقٌ                                             « من به همه مؤمنان ، مهربانم .» (1 )

 

5- مسأله عرض اعمال

          یکی از معتقدات اسلامی که نقش بسزائی در کنترل و بازدارندگی از گناه دارد  ،  مسأله  « عرض اعمال بر پیشوایان بزرگ » است ، یعنی خداوند از طرق خاصی اعمال انسانها را هر روز یا هر هفته یکبار به عرض پیامبر (صله الله علیه و اله) و امامان            ( علیهم السلام) می رساند .  اگر نیک بود ،  موجب خوشحالی آنها می گردد و اگر بد بود ، موجب ناراحتی آنها می شود .

          انسان وقتی که می داند ، چنین جریانی در کار است ، بیشتر رعایت و مراقبت می نماید تا با ترک گناه  ، قلب آن عزیزان را خشنود سازد  ،  مثل اینکه کارکنان مؤسسه ای بدانند که همه روزه یا در هر هفته یکروز همه کارهای نیک و بد آنها را به مقامات بالا گزارش می دهند ،  در این صورت می کوشند که با کارهای نیک خود موجب خرسندی مقامات گردند .

در آیه 105 سوره توبه می خوانیم :

وَ قُلِ اعمَلوُا فَسَیَریَ اللهُ عَمَلَکُم وَ رَسُولُهُ وَ المُؤمِنُونَ وَ سَتَرُدّوُنَ اِلی عالِمِ الغَیبِ وَ الشَّهادَهِفَیُنَبِئُکُمُ بِما کُنتُم تَعمَلُون

« بگو عمل کنید ، خداوند و فرستادة او و مؤمنان ، اعمال شما را می بینند و بزودی به

سوی کسی باز می گردید که پنهان و آشکار را می داند و شما را به آنچه عمل می کردیدخبر می دهد .»

          در مورد عرض اعمال ، روایات متعددی از طرق امامان علیه السلام  به ما رسیده ، و در کتاب اصول کافی ، با بی به این عنوان ( عَرضُ الاَعمالِ عَلَی النّبیِّ وَ الاَئِمَّهَ ) تنظیم شده که دارای شش حدیث است . (2)

          در بعضی از این روایات آمده که : اعمال نیک و بد انسان هر روز صبح بر پیامبر (ص) عرضه می شود، و در بعضی آمده که هر عصر پنجشنبه عرضه می گردد .

          و در بعضی یادآوری شده که اعمال بر امامان ( علیهم السلام ) عرضه می گردد ، و در بعضی آمده که اعمال بر امیر مؤمنان علی (ع) عرضه می گردد .

 

6- یاد مرگ

           یاد مرگ ، موجب شکستن غرور ، و در نتیجه زمینه ساز ترک گناه و از عوامل بازدارنده و کنترل کننده است .

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموند :

اَکثِروُا ذِکرَ المَوتِ ، فَاِنَّهُ یُمَحِضُّ الذُّنوُبَ .

« بسیار در یاد مرگ باشید ،  زیرا یاد مرگ ، گناهان را می زداید . » (3)

امیر مؤمنان علی علیه السلام  فرموند :

اَلمَوتُ اَلزَمُ لَکُم مِن ظِلِّکُم                 « پیوند مرگ ، از سایه به شما محکمتر است . » (4 )

7- خدا ترسی و ترس از عواقب گناه 

          یکی از عوامل کنترل کنندة گناه ، خوف از خدا و ترس از عواقب گناه است .

امام صادق علیه السلام  فرمودند : « کسی که بداند خدا او را می بیند و گفتار او را     می شنود و به کار نیک و بد او آگاه است ، همین دانستن ، او را از کارهای زشت بازمیدارد و چنین فردی ، کسی است که از مقام پروردگارش ترسیده و نفس خود را از هوس گناه  ، باز داشته است. » و نیز امام صادق فرموند :

« چنان از خدا بترس که گویا خدا را می بینی ، و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند ....» (6)

رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم فرمودند :

« مؤمن گناهش را آنچنان می نگرد که گوئی او در زیر سنگ بزرگی قرار گرفته و ترس آن دارد که ان سنگ بر سر او فرود آید ، ولی کافر گناه خود را چون پشّه ای می نگرد که از کنار بینی اش عبور می کند.» (7)

امیر مومنان علی (ع) فرمودند :

   لاتَخَف اِلّا ذَنبَکَ                                 « از هیچ چیز مترس مگر از گناه خود » (8)

امام صادق (ع) فرمودند :

اَلعَجَبُ مِمَّن یَخافُ العِقابَ وَ لَم یَکُفَّ

« عجبا از کسی که از عذاب الهی می ترسد، ولی خودداری از گناه نمی کند.» (9)

یعنی دوری از گناه ، نشانة ترس از عذاب الهی است.

8- نقش عبادات در بازدارندگی از گناه  

          عبادات در اسلام اگر بطور صحیح و با شرایط انجام گیرند ،  علاوه بر فوائد بسیار معنوی ،  نقش بسزائی در کنترل گناه دارند ، و اصولاً هدف از عبادات ، پس از خداشناسی ، پاکسازی و پیشگیری از گناهان است .

          با توجه به اینکه قصد قُربَهً اِلَی الله در صحت همة عبادات فرض است ،  روح خلوص و صفا در پرتو عبادات در انسان ایجاد می گردد ،  و تکرار هر روزه آنها ، پیوند انسان را با خدای جهان محکمتر می کنند .

      مثلاَ در قرآن ، تقوی و پاکسازی به عنوان هدف از روزه گرفتن ذکر شده است. (بقره -183)

 و نماز به عنوان وسیله ای برای دوری از زشتیها و گناهان عنوان شده است. ( عنکبوت - 45)

          و د ر روایات نیز این مطلب با کمال صراحت بیان شده است ،  به عنوان نمونه :

          1- رسول اکرم  صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :

مَثَلُ الصَّلوهِ کَمَثَلِ النَّهرِ الجاریِ ، کُلَّما صَلیّ ، کُفِّرَت ما بَینَهُما

« نماز درست همانند این آب جاری است ، و هر زمان که انسان نمازی می خواند ، گناهانی که در میان دو نماز انجام شده است از میان می رود . »

2- امام صادق علیه السلام  فرموند :

مَن اَحَبَّ یَعلَمَ اَقُبِلَت صَلاتُهُ اَم  لَم تُقبَل فَلیَنظُر : هَل مَنَعَت صَلاتُهُ عَنِ الفَحشاء وَ المُنکَرِ ؟ فَبِقَدرِ ما مَنَعَتهُ قُبِلَت مِنهُ

« کسی که دوست دارد ببیند آیا نمازش مقبول درگاه الهی شده است یا نه ؟ باید ببیند آیا این نماز ، او را از زشتیها و منکرات باز داشته یا نه ، به همان مقدار که بازداشته ، نمازش پذیرفته است.» (11)

3- امیر مؤمنان علی علیه السلام در ضمن شمارش فلسفه های عبادات اسلامی         می فرمایند  :

والصّلاهً تَنزیها عَنِ الکِبرِ .... وَ النَّهَی عَنِ المُنکر رَدعاً لِسُّفَها ء

 « خداوند نماز را برای پاک شدن از تکبر واجب نمود ..... و نهی از منکر را برای

بازداشتن بی خردان ( از گناه ) فرض کرد .» (12)

          اصولاً ما وقتی که به عباداتی مانند نماز  ،  روزه  ،  حج  و ... می نگریم ،  می بینیم کارهای بسیاری موجب بطلان نماز  ،  روزه ، حج و.... می گردد ،  ومسلمانی که           می خواهد نماز یا روزه و یا حج را بجا آورد ، مراقب است که آن کارها را انجام ندهد . همین مواظبت یک نوع تمرین تقویت اراده و پرورش استقامت در برابر گناهان است ،  چرا که مقدار پرهیز از گناه ،  بستگی به مقدار اراده و استقامت انسانها دارد .

          مسألة بعدی ، موضوع درمان است که در پاکسازی گناه ، باید عمیقاً مورد توجه قرار گیرد ،  و درمان هر گناه دارای روش مخصوصی است که علمای بزرگ اخلاق از دیر زمان تا کنون  این مسأله را تذکر داده اند . و درمان و روش درمان گناهان را تبیین نموده اند ،  با توجه به اینکه هر نوع گناهی  دارای درمان مخصوصی است .

          در روایات اسلامی به بخشی از انواع درمانها اشاره شده است .  ( 13 )

          به عنوان نمونه ، در اینجا به ذکر چند روایت می پردازیم :

1-    عمّار یاسر می گوید : در کوفه عبور می کردم ، ناگهان امیر مؤمنان علی علیه السلام  را دیدم که جمعی در محضرشان هستند و آنحضرت اصلاح و درمان معنوی هر یک از افراد حاضر را برای آنها توضیح می دادند  .... (14)

و از سخنان آنحضرت است :

لا وَجَعَ اَوجَعُ لِلقُلُوبِ مِنَ الذُّنوُب:    « هیچ دردی ، دردناکتر از گناه برای دلها نیست » (15)

2-    امام باقر علیه السلام  فرمودند :

لِکُلِّ داءٍ دَواءٌ وَ دَواءٌ الذُّنوُبِ اَلاِستِغفارُ

« برای هر دردی ، دوائی وجود دارد ، و دوای گناهان ، استغفار و توبه است » (16)

3-    امیر مومنان علی علیه السلام  فرمودند :

داوُوا بِالتَّقوی اَلاَسقامَ                          « بوسیله تقوی ، دردها را درمان بخشید.» (17)

 

روش درمان

          در اینجا برای روشن شدن روش درمان بیماریهای گناه ، به ذکر یک نمونه        می پردازیم :

          مثلاً اگر زبان انسان به بیماری غیبت کردن ، مبتلا است ، درمان آن بر دو پایه است :

1-    نخست اینکه به روایات و آیاتی که از غیبت ، سخن به میان آورده ، توجه کنیم ،  و سرزنشها و کیفر های آن را که در قرآن و گفتار پیشوایان بزرگ اسلام آمده مدّ نظر قرار دهیم ،  که اثر به سزائی در کنترل زبان دارند .

          سپس با دقت ، تجزیه و تحلیل کنیم ، و علل و عواملی را که باعث غیبت شده ( مانند حسادت ، تکبر ،  بخل و.... ) بدست آوریم و سپس آن علل و عوامل را از ریشه بخشکانیم . در این صورت می توانیم به درمان آن بپردازیم و به توفیق خوبی در این مسیر ، نائل شویم . ( 18)

 انشاءالله

پاورقی ها :

10- بحار ج 77 ص 237

11- وسائل الشیعه ج 3 ص 7

12 مجمع البیان ذیل آیه 45 سوره عنکبوت

13- نهج البلاغه حکمت 252

14- در کتاب معراج السعاده محقق نراقی ، طریق معالجة بعضی از گناهان ، مطرح شده است.

15- مستدرک الوسائل ج 2 ص 356

16- اصول کافی ج 2 ص 275

17- اصول کافی ج 1  ص 387

18- نهج البلاغه خطبه 191

19- محجّه البیضاء ج 5 ص 264

 

1 -  نهج البلاغه خطبه 120

2 بحار ج 22 ص 360

3 اصول کافی جلد اول صفحه 219 و در کتاب و

 سائل الشیعه جلد 11 صفحه 101 نیز چنین بابی عنوان شده و در

 آن 25 حدیث آمده است. و کتاب میزان الحکمه ج 7 ص 32 تا 35

4- نهج الصفاحه حدیث 444

5- فهرست غرر (موت)

6- اصول کافی ج 2 ص 70

7- اصول کافی ج 2 ص 67 و 68

8- بحار  ج 77 -  ص 77

9- غررالحکمه میزان الحکمه ج 3 ص 182

 

 

 


 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم :

      یا علی ! اعمال شیعیان تو در هر جمعه بر من عرضه می شود و من از کارهای نیک آنان شادمان        می شوم و برای گناهانشان طلب آمرزش می کنم.                                       ( البحار 68 / 41)

 

فایدة مواظبت بر نماز :

      چنانچه حدیثی است که در مشرق و مغرب عالم اهل منزلی نیستند مگر آنکه ملک الموت در هر شبانه روز در اوقات نماز ، پنج مرتبه به ایشان نظر می کند ؛ پس هر گاه کسی را که می خواهد قبض روح کند از کسانی باشد که مواظبت داشته باشد به نماز و نمازها را در اوقات خود به جا آورده ، ملک الموت شهادتین را ( در هنگام مردن ) به او تلقین کند و او را از ابلیس ملعون دور کند. ( کافی )

 

شناخت اسلام 1

 

شناخت  اسلام (1) اقتصاد اسلامي      

به قلم : 1. شهيد مظلوم آيت ا... دكتر بهشتي 2. شهيد دكتر محمد جواد باهنر 3. علي گلزاده (غفوري)

     كانون فرهنگي هنري مسجد ريگ بازار يزد  

 بسم الله الرحمن الرحيم

          مقدمه اسلام ديني است كه جامع جميع اديان خداوندي است و هر نوع مسائلي كه مورد نياز انسان است از ابتداي خلقت حضرت آدم عليه‌السلام تا خاتم پيامبران حضرت رسول اكرم محمد ابن عبدالله صلي الله عليه و آله و سلم در اين دين آورده شده و به همين دليل پيامبر اسلام خاتم پيامبران ناميده شده است. در دين اسلام هر نوع نياز بشر اعم از بزرگ و كوچك، مادي و معنوي، سياسي و نظامي، اجتماعي و اقتصادي و...، خرد و كلان، مرد و زن و ... به صورت گسترده و بگونه‌اي كه جميع جهات آن را مورد بررسي قرار داده و براي آن برنامه‌هاي خاص و عام دارد آورده شده و هيچ كسري و قصوري در آن ديده نمي‌شود و به همين جهت اسلام دين كامل است. با توجه به اينكه براي هر مسئله‌اي تا شناخت درست و صحيح نباشد و انسان قدرت تشخيص نداشته باشد نمي‌تواند راه راست و درست را پيدا و انتخاب نمايد. بر آن شديم از كتاب شناخت اسلام كه به قلم «شهيد مظلوم دكتر سيد محمد(حسيني)  بهشتي»و«شهيددكتر محمدجواد باهنر»، بحث شناخت مسائل اقتصادي در اسلام را جويا شويم چرا كه اقتصاد يكي از اساسي‌ترين مسائل زندگي هر انسان بوده و چگونگي درآمد و دخل و خرج جزء ابتدايي‌ترين مسائلي است كه هر فرد مي‌بايست به آن بپردازد تا بتواند زندگي سالم، راست و درستي كه در صراط مستقيم باشد را دنبال نمايد تا بتواند به آن هدف و مقصود اصلي دست يابد. مواردي كه ذيلاً تقديم مي‌شود در اين راستاست.

2

 

  خطوط اصلي اقتصاد اسلامي قبل از شروع به تشریح خطوط اصلی اقتصاد اسلامی یادآوری دو نکته درباره اقتصاد و ارزش کلی آن لازم و ضروری به نظر می‌رسد : 1- اقتصاد یا علم معاش انسان در هر حال که باشد برای بقای خود به غذا، لباس، مسکن، و لوازم دیگر زندگی نیاز دارد و هر کس به تناسب رشد فکری و اجتماعی که یافته، سعی مي‌کند نیازمندیهای خود را از راههایی هر چه سهل تر با کمیت هر چه بیشتر و کیفیتی هر چه بهتر تأمین نماید. از این رو تا آنجا که مي‌دانیم همه جا و همه وقت مسئلة تأمین معاش از مسائل مهم و ضروری زندگی بشر به حساب مي‌آمده و هنوز هم به حساب مي‌آید و این مسأله در تمام دورانهای زندگی آدمیان از مسائل اصلی مورد توجه افراد و ملتها بوده است. یکی از مشخصات برجستة عصر حاضر نیز توجه و عنایت خاصی است که به مسائل اقتصادی مي‌شود. از یک طرف هر روز تلاشهای تازه ای برای شناخت و حفظ منابع طبیعی و کشف منابع جدید ثروت انجام مي‌گیرد که در راه تولید هر چه بیشتر و بهتر به کار گرفته شوند، و از طرف دیگر برای برطرف کردن نیازمندیهای اقتصادی به صورتی هرچه سهل تر و سریع تر و نیز ایجاد نیازمندیهای تازه، فعالیتهایی انجام مي‌گیرد و مرتباً در روش توزیع و مصرف تجدید نظرهای ضروری به عمل مي‌آید.

3

 

از این ‌رو مباحثی نظیر مالکیت، کار، سرمایه، مدیریت و مسائل مربوط به آنها از مسایلی هستند که از جنبه‌های مختلف به صورتی عملی مورد بررسی و بحث قرار مي‌گیرند. 2- اهمیت مسائل اقتصادی در زندگی فرد و جامعه اقتصاد آن چنان که ادعا شده سرچشمة همة امور اجتماعی و زیر بنای همة مسائل اخلاقی و اعتقادی فرد و جامعه نیست، ولی تأثیر آن را در فرهنگ و بسیاری از آداب و رسوم و جریان های روزمرة زندگی افراد و ملل نمی توان انکار کرد. این تأثیر از راههای گوناگون و به صورتهای مختلف صورت مي‌گیرد و گاهی چنان ظریف یا پیچیده است که به آسانی قابل تشخیص نیست و تنها با بررسی علمی اقتصادی و اجتماعی است که مي‌توان به اصل آن، یا به میزان برد آن، پی برد. اقتصاد اسلامی از مجموع تعالیم اسلام در زمینة مسائل اقتصادی به این نتیجه مي‌رسیم که در این آئین الهی به نقش بسیار مؤثر مسائل اقتصادی در زندگی انسان و پیشگیری از زیانهای ناشی از بی عدالتی اقتصادی سخت توجه شده است. پیش از آن که به بحث های تفصیلی اقتصاد اسلامی وارد شویم توجه شما را به چند نکته مهم که از نصوص اسلامی به دست مي‌آید جلب مي‌کنیم : 1- انسان باید همواره آزاد بماند و بر کرامت انسانی اش آسیبی وارد نیاید. لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا. « بنده دیگران مشو، که خدا آزادت آفریده است. » 2- مقررات الهی همواره بر محور عدالت، نیکی و داد و دهش به نزدیکان مي‌چرخد و با آنچه زشت و ناپسند و بی عدالتی باشد در نبرد است :

4

 

ان الله یأمر بالعدل والاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنکر و البغی یعظکم لعلکم تذکرون. (سوره نحل- 90) «خدا به دادگری، نیکی و دهش به نزدیکان فرمان مي‌دهد و کارهای زشت و ناپسند و ستم و تجاوز را قدغن مي‌کند، به شما اندرز مي‌دهد، بدان امید که هشیار شوید.» بنابراین روح کلی حاکم بر همة مقررات اسلامی عبارت است از حمایت از عدل و داد، نیکی به دیگران، رسیدگی به نزدیکان، و مبارزة با ظلم و فساد و این یک معیار و محک اساسی برای شناخت چهرة اصیل تعالیم اسلامی در همة زمینه هاست. 3- زمین و هر چه در آن است متعلق به همة مردم است، نه به گروه و طبقة خاصی از آنها : والارض وضعها للانام. فیها فاکهه و النخل ذات الاکمام. والحب ذوالعصف و الریحان. «زمین را برای همة مردم نهاد. در آن میوه و درختان خرمای به بار نشسته. و دانه‌های در برگ پوشیده و گیاهان خوشبو است.»(آیه‌های 10 تا 12سوره رحمن) 4- خدا بشر را به آبادانی زمین گمارده است : ... هو انشأکم من الارض و استعمرکم فیها ... « ... او شما را از زمین پدید آورده و به آبادانی آن گمارده است ... » (قسمتی از آیه 61، سوره هود) 5- خدا دوست ندارد بهره مندیهای اقتصادی در انحصار طبقة معینی باشد و ثروت فقط در میان ثروتمندان دست به دست بگردد : ... کیلایکون دوله بین الاغنیاء منکم ... «... تا فقط میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد...» (قسمتی از آیه 7، سوره حشر) 6- سربار بودن و از دسترنج دیگران زندگی کردن مایة دوری از رحمت خداست : ملعون من القی کله علی الناس. (وسائل، ج12، ص 18)

5

 

« هر کس در زندگی خویش بار دوش مردم شود از رحمت خدا محروم است.» 7- دست یابی بر ثروت باید از راه صحیح باشد، نه از راه باطل : ولا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل... «اموال خویش را میان خود از راه باطل مصرف نکنید...» (قسمتی از آیه 188، سوره بقره) 8- بهره‌مندی یک فرد یا گروه هرگز نباید مستلزم زیان دیدن و رنج کشیدن دیگران باشد. لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام. (وسائل الشیعه، کتاب احیاء موات، باب 7 و 12) «در اسلام و مقررات آن چیزی که به زیان مردم باشد یا راه زیان رساندن به دیگران را باز گذارد وجود ندارد.» اینها قسمتی از اصول کلی است که باید در شناخت همة نظامهای عملی و اجرایی اسلام، از جمله در شناخت نظام اقتصادی آن، همواره مورد توجه باشد. ادامه اين بحث در بروشورهاي بعدي تقديم مي‌گردد.   رسول ا... (ص) : آنكه به بازار ما چيزي وارد مي‌كند مانند آن كس است كه در راه خدا جهاد مي‌كند و آنكه در بازار ما احتكار كند مانند كسي است كه در كتاب خدا كافر به شمار رفته است.   نهج الفصاحه ـ 1317    

  6