زندگی یک کاروان طولانی است که منازل و مراحلی دارد، هدف والایی دارد.
هدف انسان در زندگی باید این باشد که از وجود خود و موجودات پیرامونش
برای تکامل معنوی و نفسانی استفاده نماید.
|
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی زائرین ، ستاد بازسازی عتبات عالیات در محکومیت هتک حرمت ساحت مقدس امام هادی(ع) بیانیهای به شرح ذیل صادر کرد: کینه ورزی مخالفین دین مبین اسلام که با آغاز دعوت پیامبر خاتم محمد مصطفی بروز و ظهور یافت و از آنجا که دین ارائه شده توسط نبی مکرم اسلام بنا به فرموده قرآن کریم دینی کامل و جامع بوده و در حقیقت قابلیت اداره جهان را در همه ابعاد بویژه ابعاد سیاسی اقتصادی اجتماعی اخلاقی و غیره داشته و این مجموعه مقدس با منافع صاحبان زر و زور و تزویر تلاقی داشت لذا طبیعی بود که حوادث و اتفاقات بیشماری در مسیر ترویج این تفکر دینی جهان شمول وجود خواهد داشت ودرطول تاریخ این مخالفتها در قالب جنگها، تخریبها و ترورهای مروجین و مبلغین دین مبین اسلام و شیعه خود را نشان داده و خواهد داد. آنچه در این میان اتحاد بین همه مخالفان اسلام و شیعه را باعث شده مبارزه همه جانبه با مهدویت است که مسبوق به سابقه است آنانکه حضور و ظهور حضرت ولی عصر(عج) را برنتافته و با همه توان و با صرف هزینه های گزاف سعی در القاء غیرواقعی بودن این شخصیت و ناکار آمدی آن در عصر قحطی وجدان و عاطفه و انسانیت می نمایند انفجار حرم امامین عسکریین در سال 1383 که رهبر معظم انقلاب در باب آن فرمودند این حادثه موجب تاثر و تالم مسلمانان و شیعیان شد در قالب سناریویی که قطعاً با همکاری صهیونیسم و بهاییت طراحی شده بود به مرحله اجرا در آورده و امروز از میان 14 معصوم پاک توطئه هتک حرمت به امام دهم شیعیان که نقش اساسی در ساماندهی دوره غیبت را ایفا نموده با هدف تضعیف امام زمان توسط یک خواننده ای که اجیر شدنش اظهر من الشمس است صورت می پذیرد. بیداری امت انقلابی ایران اسلامی و در رأس آن مراجع و علما در کمترین زمان پاسخ محکمی را به صحنه گردانان این حرکت بسیار وقیحانه داده و یقیناً موج محکومیت این عمل گسترش خواهد یافت. ستاد بازسازی عتبات عالیات که مدت 8 سال است به عنوان نماینده مردم عزیز و ولایتمدار اسلامی ایران با حضور در اماکن مقدس کشور عراق و بازسازی و مرمت حرمهای شریفه بویژه بازسازی حرم مطهر امامین عسکریین(ع) اهتمام داشته ضمن عرض ارادت به محضر ائمه هدی بویژه امام هادی علیه السلام با محکوم کردن هتک حرمت به ساحت مقدس این امام عظیم الشان و ولی عصر امام زمان(عج) به تمامی طراحان این عمل وقیحانه اعلام می دارد این گونه حرکات بر دامن کبریایی فرزندان پیامبر (ص) گردی نخواهد نشاند و مطمئناً توجه امت اسلامی را به مقام و شان ائمه اطهار بیشتر خواهد کرد.
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد 1391ساعت 3:20  توسط
|
تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد ماه سال 1391
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1391ساعت 18:2  توسط
|
تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد ماه سال 1391 دوستان عزیز و سروران گرامی؛ انشاءالله از فیوضات بسیار عالی اعتکاف بهترین استفاده را ببرید برای ما هم دعا بفرمایید.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1391ساعت 17:56  توسط
|
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1391ساعت 17:31  توسط
|
شناخت رهبری
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1391ساعت 17:26  توسط
|
فضیلت و اعمال ماه رجب (لیله الرغائب، ایام البیض،...)(2190 مجموع کلمات موجود در متن)(39106 بار مطالعه شده است) ![]() ماه رجب از ارزش و شرافت بسيار بالايي برخوردار است و اين شرافت و ارزش بدان دليل است كه اين ماه يكي از ماههاي حرام و يكي از زمانهاي ويژه دعا است. بر پايه برخي از روايات اين ماه، ماه حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) است. همانگونه كه ماه شعبان ماه حضرت رسول و ماه رمضان ماه خداست در اين ماه پر فضيلت روزه و شب زنده داري بسيار مورد تأكيد و سفارش قرار گرفته است به خصوص در نخستين شب آن كه يكي از شبهاي چهارگانهاي است كه درباره احيا وشب زنده داري آن سفارشات فراواني بيان شده است. از شرافتهاي ديگر اين ماه روز بيست و هفتم اين ماه است كه روز بعثت رسول اعظم (صلي الله عليه و آله) است، روزي كه رحمت رحيميه خداوند در آن به طور كامل و تمام تجلي پيدا كرده است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مورد شرافت ماه رجب ميفرمايند: رجب شهر الله الاصم است و بدان سبب آن را اصم ناميدند كه هيچ ماهي به پايه عظمت آن نميرسد. مردم زمان جاهليت به رجب حرمت مينهادند و آنگاه كه اسلام درخشيدن گرفت بر حرمت آن افزود. بدانيد كه رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است. در اين زمينه امام كاظم (عليه السلام) نيز ميفرمايند: رجب نام نهري در بهشت است كه از شير سفيدتر و از عسل شيرينتر است. بنابراين هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند. همچنين در روايت ديگري نيز ميفرمايند: رجب ماه عظيمي است كه خداوند اعمال نيك را در آن چند برابر ميفرمايد و گناهان را در آن محو ميكند. امام صادق (عليه السلام) نيز در مورد كرامت و فضيلت اين ماه ميفرمايد: آن گاه كه قيامت بر پا شود منادي الهي فرياد ميزند أين الرجبيون؟ كجايند آنان كه ماه رجب را گرامي داشتند و از آن بهرهها بردند از آن انبوه جمعيت، گروهي برخيزند كه نور جمالشان محشر را روشن كند بر سر آنان تاجهاي شاهي كه مرصع به در و ياقوت است قرار دارد و در طرف راست هر نفر از آنان هزار فرشته و در سمت چپ نيز هزار فرشته به او كرامت و تعظيم الهي را تبريك گويند؛ از جانب الهي ندا آيد: بندگانم و كنيزانم به عزت و جلالم سوگند، شما را جايگاه و مقام گرامي و عطاياي فراوان دهم و شما را در جايي جاي دهم كه از زير آن نهرها جاري است و شما در آن جاويد خواهيد بود زيرا شما داوطلبانه براي من در ماهي كه من بزرگش داشتم روزه گرفتيد پس خطاب به فرشتگان فرمايد: فرشتگان من بندگان و كنيزان من را به بهشت داخل كنيد در اينجا امام فرمودند اين پاداش براي كساني است كه يك روز از اول يا وسط يا آخر ماه رجب را روزه بدارند. پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نيز در بيان عظمت و اهميت ماه رجب ميفرمايند: خداوند متعال در آسمان هفتم فرشتهاي به نام داعي قرار داده است هرگاه ماه رجب فرا رسد آن فرشته دعوت كننده هر شب تا به صبح گويد: خوشا به حال كساني كه به ذكر الهي مشغولند خوشا به حال كساني كه با ميل و رغبت تمام رو به سوي درگاه خدا آرند و خداوند ميفرمايد: من همنشين كسي هستم كه با من همنشين باشد و مطيع كسي هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزندهام كس را كه از من طلب آمرزش كند اين ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من و رحمت هم از آن من است. هر كس مرا در اين ماه بخواند پاسخ مثبت دهم و هر كس از من چيزي بخواهد به او عطا كنم و هر كس از من هدايت جويد هدايتش كنم و من اين ماه را وسيله ارتباط بين خود و بندگانم قرار دادهام پس هر كس به آن چنگ زند به من ميرسد. گرچه تمام ماه رجب نزد خداوند و اولياء گراميش عزيز و ارجمند است ليكن برخي از اوقات آن، فضيلت ويژهاي دارد. اولين شب جمعه ماه رجب از فضيلت بيشتري برخودردار است و ليله الرغائب نام دارد پيامبر اسلام در اين باره ميفرمايند: از اولين شب جمعه ماه رجب غافل نشويد فرشتگان آن را ليله الرغائب مينامند. چرا كه وقتي يك سوم از شب گذشت هيچ فرشتهاي نيست مگر اينكه در كنار كعبه شريف آيد آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان كند و فرمايد: فرشتگانم هر چه خواهيد از من بخواهيد فرشتگان گويند: بار الها حاجت و خواسته ما آن است كه روزه داران ماه رجب را بيامرزي خداوند خداوند متعال فرمايد: آمرزيدم.
فضيت روزه در ماه رجب در مورد ثواب روزه ماه رجب در كتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شيخ صدوق از پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) چنين نقل شده است: بدانيد كسي كه يك روز از ماه رجب را از روي ايمان و به خاطر پاداش روزه بگيرد مستوجب رضايت خداوند ميگردد. و اگر كسي به اندازه تمام زمين طلا انفاق كند برتر از روزه يك روز آن نخواهد بود. همچنين اگر كسي دو روز از ماه رجب را روزه بدارد هيچ كس از اهل زمين و آسمان نميتواند كرامتي را كه نزد خداوند دارد توصيف كند و پاداشي مانند ده تن از راستگويان را دارد كه در طول عمر خود دروغي نگفته باشند. و در روز قيامت همانند كساني را كه آنان شفاعت نمودهاند شفاعت ميكنند و با آنان و در گروهشان محشور ميشوند و تا وارد بهشت گردد و از دوستان آنان باشد. و پس پيامبر ثواب سه چهار پنج تا سي روز از روزه ماه رجب را تك تك با توضيح كامل بيان فرمودهاند. امام موسي كاظم (عليه السلام) نيز در روايتي زيبا در مورد فضيلت روزه ماه رجب ميفرمايند: رجب ماه عظيمي است كه خداوند اعمال نيك را در آن چند برابر ميفرمايد و گناهان را در آن محو ميكند پس هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد به اندازه مسير يكسال از جهنم دور ميشود و هر كس سه روز از آن ماه را روز بدارد بهشت بر او واجب ميشود. امام صادق (عليه السلام) نيز فرمودهاند: براستي كه نوح در روز اول رجب سوار كشتي شد و به همراهان خود گفت كه اين روز را روزه بگيرند و فرمود كسي كه اين روز را روزه بگيرد جهنم به اندازه مسافت يكسال از او دور خواهد شد و كسي كه هفت روز از اين ماه را روزه بگيرد درهاي هشتگانه بهشت براي او باز ميشود و كسي كه پانزده روز از اين ماه را روزه بگيرد حاجتش داده خواهد شد و كسي كه بيشتر روزه بگيرد خداي عزوجل ثواب بيشتري به او عنايت خواهد كرد. سیزده رجب: روز ولادت مولای کونین امیر المومنین علی علیه السلام است در این روز مناسب است مومنین نعمت وجود علی ابن ابی طالب را شکر گذار باشند و نعمت پیروی از آن وجود مقدس را از خدا بخواهند. نيمه رجب اين روز نيز از روزهاي ويژه و ارجمند و گرامي است. در اين باره در كتاب شريف اقبال آمده است: حضرت آدم از خداوند پرسيد خدايا محبوبترين روزها و گراميترين زمانها نزد تو كدام است. خداوند وحي فرمود: محبوبترين روزها نزد من نيمه رجب است. اي آدم در اين روز بكوش تا با قرباني كردن، ميهماني دادن، روزه داشتن، نيايش كردن، بخشش خواستن، لا اله الا الله گفتن به من تقرب و نزديكي جويي. اي آدم من چنين تقدير كردم كه فرزندي از فرزندان تو را به پيامبري برانگيزم و روز نيمه رجب را به او و به امت ويژه سازم كه در آن روز چيزي از من نخواهند جز اينكه بدانان ببخشم و عفو و گذشت نخواهند جز اينكه از گناهانشان درگذرم اي آدم آنكه نيمه رجب را روزه دارد ذكر گويد، خضوع و خشوع كند و از صدقه دهد، نفس خويش را پاس دارد پاداشي جز بهشت نخواهد داشت اي آدم به فرزندانت گوشزد كن كه در ماه رجب نفس خويش را پاس دارند و از كج راهي بپرهيزند كه گناه در اين ماه بس بزرگ است. اما از اعمال نيمه رجب خواندن دعاي استفتاح، زيارت امام حسين (عليه السلام) به جاي آوردن چهار ركعت نمازي كه حضرت امير در اين روز به جاي ميآورد و پس از آن خواندن دعاي يا مذل كل جبار و سپس خواستن نيازهاي خويش از خدا، به جاي آوردن نيمه دوم نماز سلمان و روز را با توسل به صاحبان روز به پايان بردن.
ديگر اعمال ماه رجب از ديگر اعمال مهم و ارجمند اين ماه خواندن اذكار دعاهايي است كه از سوي معصومين (عليهم السلام) روايت شده است. از جمله آنكه: 1ـ در طول ماه هزار بار خواندن اين دعا: استغفرالله ذوالجلال و الاكرام من جميع الذنوب و الاثام. شيخ صدوق در اين باره روايت كرده است كه هر كس اين دعا را در رجب هزار بار بخواند خداوند به او ميگويد: اگر تو را نيامرزم خداي تو نيستم، خداي تو نيستم. 2ـ خواندن سوره توحيد ده هزار يا هزار بار كه هر كس در رجب اين سوره را هزار بار بخواند در قيامت پاداشي برابر عمل هزار پيامبر و هزار فرشته خواهد داشت و هيچ كس از او به خدا نزديكتر نخواهد بود جز آنكه پيش از اين سوره را خوانده باشد. 3ـ گفتن هزار بار لا اله الا الله و روايت شده هر كس در رجب هزار بار لا اله الا الله بگويد خداوند صد هزار حسنه براي او مينويسد و صد كاخ بهشتي به او ميدهد. 4ـ صدبار خواندن اين دعا: استغفرالله الذي لا اله الا هو وحده لا شريك له و اتوب اليه كه روايت شده هر كس اين دعا را صد بار بگويد و پس از آن صدقه انفاق نمايد خداوند كارش را با بخشش و آمرزش پايان دهد و اگر همان را چهارصد بار بگويد خداوند پاداش صد شهيد را به او ميدهد. 5ـ به پيروي از امام سجاد (عليه السلام) در همه ماه در سجدههاي خود اين دعا را بخواند: عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك. 6ـ از جمله اعمال ديگر ماه رجب كه داراي فضيلت بي شماري است خواندن دعاي يا من ارجوه لكل خير بعد از هر نماز واجب است اين دعا در مفاتيح الجنان ذكر شده و براي فرد فضيلتهاي بي شماري را به همراه دارد. 7ـ خواندن دعاي اللهم اني اسالك صبر الشاكرين لك در هر روز. در كتاب اقبال در مورد اين دعا آمده است كه معلي از حضرت امام صادق (عليه السلام) خواست تا دعايي به او بياموزد كه تمام معارف شيعه را در برداشته باشد امام خواندن اين دعا را به او توصيه كرده است. 8ـ هر روز اين دعا را خواندن: يا من يملك حوائج السائلين. 9ـ خواندن دعاي اللهم اني اسألك بمعاني جميع ما يدعوك به ولاة امرك كه از دست خط حضرت ولي عصر نقل شده است و دعايي است با مضامين بسيار بلند و نيكو كه درهايي از علم و معرفت را به روي آنكه اهل آن باشد ميگشايد. 10ـ خواندن دعاي ارجمند و پر مضمون اللهم يا ذالمنن السابغه... 11ـ زيارت حضرت امام حسين (عليه السلام) در آغاز و در ميان ماه. 12ـ به جاي آوردن نمازهاي ويژه ماه. 13-توجه به اعمال روز 13-14-15 رجب که به ایام البیض مشهور است. منابع مقاله: 1ـ مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي: فضيلت اعمال ماه رجب. 2ـ المراقبات، شيخ جواد ملكي تبريزي: اعمال ماه رجب. 3ـ ثواب الاعمال، شيخ صدوق. 4ـ اقبال الاعمال، سيد بن طاووس: اعمال ماه رجب. 5ـ مصباح المتهجد، شيخ طوسي: فضيلت ماه رجب.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1391ساعت 17:17  توسط
|
احکام نماز - قبلهس 365: خواهشمنديم به سؤالات زير پاسخ فرماييد: 1. به استناد بعضى از کتابهاى فقهى، گفته شده که در روزهاى چهارم خرداد و بيستوششم تير آفتاب بهطور عمودى بر کعبه مىتابد. آيا در اين هنگام، تشخيص جهت قبله با نصب شاخص در زمانى که صداى اذان مکه بلند مىشود، امکان دارد؟ اگر جهت قبله در محراب مساجد با جهت سايه شاخص اختلاف داشت، کداميک صحيحتر است؟ 2. آيا اعتماد بر قبله نما صحيح است؟ ج: اعتماد بر شاخص يا قبله نما در صورتى که موجب اطمينان براى مکلّف شود، صحيح است و بايد طبق آن عمل گردد، و در غير اين صورت مىتوان بر اساس محراب مساجد و قبور مسلمين جهت قبله را تشخيص داد. س 366: اگر شدت درگيرى و جنگ مانع تعيين جهت قبله شود، آيا نماز خواندن به هر طرف صحيح است؟ ج: اگر گمانش به هيچ طرف نمىرود و وقت هم باشد بنا بر احتياط، بايد به چهار طرف نماز خوانده شود. ولى اگر وقت نباشد، به مقدار وسعت وقت به هر طرف که احتمال مىدهد قبله است، نماز بخواند. س 367: اگر نقطه مقابل کعبه مکرّمه در طرف ديگر زمين مشخص شود بهطورى که اگر خط مستقيمى از وسط زمين کعبه عبور کند و زمين را شکافته و از مرکز آن بگذرد، از سمت ديگر اين نقطه بيرون آيد، در اين جا چگونه مىتوان رو به قبله ايستاد؟ ج: ملاک روبه قبله بودن اين است که انسان از سطح کره زمين به طرف بيت عتيق باشد، يعنى از طرف سطح زمين رو به طرف کعبه که روى زمين در مکه مکرّمه ساخته شده است، بايستد. بنا بر اين اگر انسان در يک نقطهاى از کره زمين باشد که اگر خطوط مستقيمى از چهار جهت آن مکان بر سطح کره زمين به طرف مکه مکرّمه ترسيم شود، از نظر مسافت با هم مساوى باشند، مخير است براى قبله به هر طرف که خواست بايستد و نماز بخواند. ولى اگر مسافت خطوط در بعضى از جهتها کمتر و کوتاهتر باشد به مقدارى که با آن، صدق عرفى رو به قبله بودن اختلاف پيدا کند، بر انسان واجب است جهت کوتاهتر را انتخاب کند. س 368: اگر انسان در وضعيتى باشد که اصلاً جهت قبله را نداند و گمانش نيز به هيچ طرف نرود، وظيفهاش نسبت به نماز چيست، يعنى به کدام جهت نماز بخواند؟ ج: در مفروض سؤال بنا بر احتياط بايد به چهار طرف نماز بخواند و اگر براى چهار نماز وقت ندارد، به هر اندازه که وقت دارد، نماز بخواند. س 369: تشخيص قبله در قطب شمال و جنوب چگونه است و نماز چگونه خوانده مىشود؟ ج: ملاک تعيين جهت قبله در قطب شمالى و جنوبى، تعيين کوتاهترين خط از مکان نمازگزار از روى سطح زمين به طرف کعبه است، و پس از تعيين آن خط، بايد به همان طرف نماز خواند.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1391ساعت 17:7  توسط
|
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1391ساعت 16:48  توسط
|
به مناسبت چهارم خرداد، روز دزفولعكسنوشتی از حضور آیتالله خامنهای در روزهای موشكباران
سخنان آیتالله سبحانی درباره حضرت امام نقی(ع)
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1391ساعت 16:25  توسط
|
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 12:40  توسط
|
دلم برای آن روزها تنگ می شودگفت و گوی اختصاصی امتداد با سیدصالح موسوی يك گلوله خمپاره خورد به گنبد مسجد. عدهاي زخمي شدند. نديدم كسي شهيد شده باشد. بچههاي ديگر هم نگفتند كسي شهيد شده، بلكه ميگفتند آنجايي كه خمپاره خورده چند نفر زخمي شدند. آن زمان به بچهها گفتيم براي مردم غلو نكنيد و جلوي تحريفات را بگيريد. البته بعداً مسجد جامع شهيد هم داد، ولي با آن خمپارهاي كه گنبد را شكافت، نه
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 12:35  توسط
|
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1391ساعت 12:10  توسط
|
مهر | «یازده گفتار پیرامون بیداری اسلامی» منتشر شد ************************* تلکس خبری :
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 11:30  توسط
|
جزئیاتی از ۶ كتاب آیتالله خامنهای در دوران مبارزه|نگاهی به شش كتاب آیتالله خامنهای پیش از سال ۵۷| از سال ۱۳۴۲ كه مبارزات ملت ایران به رهبری امام خمینی رحمهالله وارد مرحلهی جدیدی شد و پس از سركوبی این نهضت توسط رژیم طاغوت، جریانهای مختلف سیاسی-اجتماعی خط مشیهای مختلفی را در پیش گرفتند. عدهای به مبارزهی مسلحانه روی آوردند، عدهای به مبارزات سیاسی و عدهای از روحانیون نیز بر اساس تحلیلی كه از وظایف روحانیت داشتند، خط مشی دیگری را برگزیدند. میتوان گفت این خط مشی مورد توجه خاص آیتالله خامنهای هم بوده است. بر اساس این خط مشی، فعالیت مبارزه علاوه بر همراهی با دیگر مبارزان، زمینهسازی فكری و اندیشهای جامعه را نیز منظور نظر قرار میداده است. در بررسی مكتوبات و سخنرانیهای آیتالله خامنهای میتوان چهار دورهی زمانی را در نظر گرفت. دورهی اول این مكتوبات مربوط به دوران مبارزات است؛ یعنی از آغاز فعالیتهای مبارزاتی ایشان تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷. دورهی دوم از هنگام پیروزی انقلاب تا شروع كار ایشان در مسند ریاستجمهوری را شامل میشود. در این دوره ایشان سخنرانیهای بسیاری در محافل گوناگون و خصوصاً در دانشگاهها و مساجد و دیگر مجامع اسلامی انجام دادهاند. دورهی سوم مربوط است به دوران ریاستجمهوری ایشان و دورهی چهارم نیز متعلق به دوران رهبری ایشان است كه از روز چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ تا كنون ادامه دارد. حجم سخنرانیها و پیامهای ایشان تنها در سالهای مربوط به رهبری به اندازهای است كه اگر تمام آنها را در قطع وزیری چاپ كنیم، چیزی در حدود بیستودو هزار صفحه خواهد شد؛ یعنی ۲۲ جلد كتاب هزار صفحهای. لذا در این گفتار بنا را بر این گذاردهایم كه تنها اشارهای داشته باشیم به برخی كتابهای ترجمهشده یا تألیفشدهی ایشان در دورهی اول، یعنی از ابتدای فعالیتها تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷. ایشان در این دوران كتابهای «آینده در قلمرو اسلام»، «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان»، «گزارشی از سابقهی تاریخی و اوضاع كنونی حوزهی علمیهی مشهد»، «صلح امام حسن علیهالسلام»، «طرح كلی اندیشههای اسلامی در قرآن»، «گفتاری در باب صبر» و برخی مكتوبات دیگر را به نشر سپردند. هركدام از این آثار در چهارچوب كلی اندیشهی ایشان، پاسخگوی بعضی نیازهای آن روزگار بوده است. ![]() در اینجا به معرفی مختصر این كتابها میپردازیم، اما پیش از آن به ویژگیهایی اشاره میكنیم كه در آثار ایشان وجود دارد. اولین ویژگی، ابتنای این آثار بر اندیشهی اسلامی-دینی است. یعنی در تمام سخنرانیهای ایشان، یك مورد هم نمیتوان یافت كه كلمهای از معارف دینی در آن نباشد؛ حتی مطالبی كه دربارهی اقتصاد، كشاورزی، ادبیات و شعر است. ویژگی دوم آثار ایشان، انعكاس اطلاعات گستردهی علمی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی است. این نكته مورد تصدیق تمامی كسانی است كه با سخنان ایشان سر و كار داشته و دارند. ویژگی سوم، برخورداری این آثار از تحلیل دقیق و همهجانبه نسبت به رویدادهای تاریخی جهان و بهویژه جهان اسلام است. ویژگی چهارم، گستردگی حوزههای مختلف اندیشهای در آثار ایشان است. بحثهای فقهی، اجتماعی، ادبی و سیاسی و دیگر مباحث، همگی در گسترهی آثار ایشان برجسته و نمایان است. ویژگی پنجم، وجود آیندهنگری و پیشبینی وضعیت جهان و تاریخ انقلاب اسلامی در این آثار است. مثلاً اولین باری كه ایشان تعبیر «بیداری اسلامی» را به معنی بهپاخاستن جهان اسلام به كار بردهاند، مربوط به سال ۱۳۶۸ است. جدای از آن، ایشان به مناسبتهای مختلف این رویداد را پیشبینی كرده و البته برای آن شرایطی را لازم شمرده بودند. ![]() آینده در قلمرو اسلامدر سال ۱۳۴۵ حضرت آقا در سن بیستوهفت سالگی ترجمهی كتاب «المستقبل لهذا الدین» از سید قطب را با عنوان «آینده در قلمرو اسلام» منتشر كردند. این كتاب در شرایطی انتشار یافت كه سه سال از حوادث سال ۱۳۴۲ گذشته بود. لذا طبیعتاً شروع ترجمه مربوط به بعد از این حوادث بوده است. این كتاب نشان میدهد كه خط مشی ایشان در فعالیتهای فكری و فرهنگی بعد از حوادث سال ۴۲ چگونه بوده است. ایشان در مقدمهی كتاب نیز چنین نوشتهاند: «برای ما جای تردید نیست كه اسلام با قدرت و نفوذ طبیعی خود بالاخره بر اورنگ حكمرانی جهان خواهد نشست.» یعنی همانوقت هم شك نداشتهاند كه اسلام بالاخره بر نظام جهانی حاكم خواهد شد و قدرتهای مهاجم را خواهناخواه مجبور به عقبنشینی خواهد كرد. البته در ادامه آوردهاند كه تحقق این آینده شرایطی دارد، یكی آنكه تمام بشریت اسلام را بشناسد و از مقررات سازندهی آن آگاه شود. ایشان در قسمت «سخن مترجم» كتاب به تحلیلی پرداختهاند كه تا امروز همواره در تحلیلهای ایشان وجود دارد و آن اینكه یكی از دلایل عقبماندگی و انحطاط مسلمانان را نقشهای استعمار برای غارت منابع جهان اسلام برشمردهاند. در این باره اشاره میكنند كه استعمار پس از انقلاب صنعتی با توجه به نیازی كه به منابع اقتصادی داشته، چه نقشههایی كشیده و چه تهاجمهایی به كشورهای دیگر كرده است. همچنین بیان میكنند كه یك نیرو در كشورهای اسلامی مانع حركت استعمار بود و آن اسلام بود. برنامهی آنها برای برداشتن این مانع چه بود؟ دو اقدام را در دستور كار داشتند: «مبارزه با مصلحان و علما» و «تغییر دادن این اسلام به یك اسلام بیخاصیت»، یعنی به تعبیر حضرت امام رحمهالله همان اسلام آمریكایی: «بنابراین بهترین تدبیر آن بود كه ظواهر و تشریفات چشمگیر و پر سر و صدای اسلام را حفظ كنند، ولی جنبهی انقلابی دین و تعالیمی را كه موجودیت واقعی دین بسته به آنهاست و جامعهی اسلامی را بر سر راه تجاوزات آنان قرار میدهد، از دین بگیرند و دین را به صورت موجودی بیتأثیر و مهمل و بیتفاوت نسبت به خود درآورند.» ایشان سپس نوشتهاند: «این تدبیر ماهرانه به مرحلهی عمل درآمد. روزبهروز بر جلوهی تشریفات دینی افزوده شد. مساجد و محافل وابسته به دین، پررونقتر گشت. مردم به اقامهی شعائر و ظواهر دلبستهتر شدند، ولی بهموازات این اقبال عمومی، روح و حقیقت احكام دینی از میان آنان رخت بربست، اصول اسلامی فراموش شد و آتشفشان دین كه انفجارش جهانی را تكان میداد، به سردی و خاموشی گرایید.» و «پیروان همان دینی كه قرآنش فریاد میزند «لَن یَجعلَ اللهُ لِلكافِرینَ عَلی المُسلِمینَ سَبیلاً» (نساء، ۱۴۱) [...] دروازههای فكر را به روی مهاجمین غربی و دیدگان را به سوی دروازههای غرب گشودند و آنان را الهامبخش فكر و عمل قرار دادند.» این تحلیل ایشان از وضعیت امت اسلامی و استعمار در سخنان و آثار تمامی سالها حتی تا امروز به چشم میخورد. ![]() توجه كنید كه این سخنان در چه سالی ایراد شده است، در سال ۱۳۵۴. یعنی این سخنرانیها به لحاظ زمانی مقارن بوده با شروع دور جدیدی از فعالیتهای ساواك با هدف گسترش سركوبها، دستگیریها، شكنجهها و شهادت بسیاری از مبارزین انقلابی. در دورهای كه كمیتهی مشترك ضد خرابكاری فعالیت خود را گسترش داد و بسیاری معتقد شده بودند كه مبارزه دیگر هیچ فایدهای ندارد. اما قسمت بعدی مقدمهی كتاب به این پرسش پاسخ میدهد كه وظیفهی ما در قبال این توطئه چیست؟ ایشان معتقدند كه ما باید «واقعیت دین را به جامعهی خود بشناسانیم و بار دیگر این قدرت معنوی و آسمانی را در دست گیریم. باید با مجاهدتی خستگیناپذیر و با تحمل هر نوع محرومیت و ناكامی، به مردم بفهمانیم كه این شیئ مهمل و بیخاصیت، دین نیست.» اینها مطالبی است كه آیتالله خامنهای در مقدمهی كتاب آینده در قلمرو اسلام در سال ۴۵ نوشتهاند. مطالبی كه بعدها خط آن را در كتاب «طرح كلی اندیشهی اسلامی در قرآن» پیگیری كرده و ادامه دادهاند. ![]() مسلمانان در نهضت آزادی هندوستانكتاب بعدی ایشان كه در سال ۱۳۴۷ منتشر شده است، ترجمه و تألیفی است تحت عنوان «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان». این كتاب كه بیش از ۳۰۰ صفحه است، در واقع بیان یك نمونه از نقشآفرینی مسلمانان در سرنوشت خودشان و در جهت همان خط اندیشهای است كه در كتاب «آینده در قلمرو اسلام» وجود دارد. گویی ایشان خواستهاند یك مصداق واقعی از كارهایی را ارائه كنند كه مسلمانان باید انجامشان بدهند و انصافا هم نمونهی خوبی است، زیرا نقش استعمار را آشكارا نشان میدهد. اینكه مثلاً كمپانی هند شرقی در هندوستان چه كارهایی كرده، بهدقت در این كتاب بحث شده است. همچنین این كتاب بهخوبی نشان داده كه مسلمانان توانستند چه كار مهمی را انجام دهند و كشورشان را از سیطرهی انگلستان برهانند. جالب است بدانید كه بیش از نیمی از این كتاب تألیف است و خود ایشان در مقدمهی كتاب نوشتهاند: «اینجانب هر چند ابتدا فقط عزم ترجمهی این كتاب را داشتم، ولى پس از شروع، چون در برخى موارد، مطالب و یادداشتهایى متناسب با موضوع متن كتاب در اختیار بود و آوردن همهی آنها در پاورقى، گذشته از اینكه رشتهی مطلب را در ذهن خواننده مىگسیخت، وضع صفحهبندى كتاب را از لحاظ توازن متن و حاشیه، بىقواره و ناخوشایند مىساخت، ترجیح دادم كه آن یادداشتها را نیز در متن بگنجانم و فقط آنچه را كه بهراستى حاشیه است، در پاورقى جاى دهم. بدین قرار كتاب از صورت ترجمهی محض خارج گشته و عنوان «ترجمه و تألیف» گرفت.» ![]() گزارشی از سابقهی تاریخی و اوضاع كنونی حوزهی علمیهی مشهدكتاب بعدی را ایشان به نام «گزارشی از سابقهی تاریخی و اوضاع كنونی حوزهی علمیهی مشهد» در سال 46 نوشتند، اما منتشر نساختند. ممكن است شما در ابتدای برخورد با متن این كتاب از شیوهی نوشتاری ایشان تعجب كنید. ماجرای نگارش و انتشار این كتاب هم در نوع خود جالب است. ایشان در مقدمهی این كتاب اینگونه آوردهاند كه «اندیشهی گردآوری یادداشتهایی كه به نگارش این جزوه انجامید، در سال ۱۳۴۶ ه.ش و با اصرار و پیگیری دوستی از دانشجویان مؤسسهی علوم اجتماعی (وابسته به دانشگاه تهران) پدید آمد. بخش تحقیقات دینی در آن مؤسسه به جستجوی چنین گزارشی برخاسته و چشم یكی از اعضا و دانشجویانش مرا در حوزهی مشهد جسته و نشان كرده بود [...] و از طلب بازنمینشست. سرانجام هر چند كاری ناكرده و نامأنوس بود، پذیرفتم و به مطالعه و كنجكاوی پرداختم و این جزوه فراهم آمد.» وقتی ایشان یادداشتهای خود را برای آن مؤسسه فرستاده بودند، از طریق شهید مطهری اطلاع یافتند كه رئیس آن مؤسسه از ایادی رژیم و متهم به وابستگی به جریانهای منحرف است. بنابراین تصمیم گرفتند كه كار را ادامه ندهند. در همین حین خبر رسیده بود كه اصلاً جزوهی ارسالی شما مفقود شده و شما یك نسخهی دیگر به ما بدهید. ایشان در این باره نوشتهاند: «من كه این كار را كمكی از غیب دانسته و از آن خرسند بودم، اكنون بهانهی معقولی هم داشتم كه از ادامهی كار سر باز زنم و به عذر نداشتن نسخهای دیگر –كه درست هم بود– بازنویسی و دوبارهكاری را نپذیرم و بدین ترتیب، كارِ انجامشده و اصل موضوع به دست فراموشی سپرده شد.» از این ماجرا حدود ۱۸ سال گذشت تا اینكه در زمان رئیسجمهوری ایشان، جوانی به نهاد ریاستجمهوری مراجعه كرد و گفت: من سندی از ایشان دارم كه فقط به خودشان میدهم. چند برگ از كپی این سند را نیز به مسئولین دفتر داده بود و آنها هم آن برگهها را به دست آقا رساندند. آقا دیده بودند كه همان یادداشتها است. خود ایشان دربارهی آن روز اینگونه آوردهاند: «جوانِ فرهنگی و فاضلی كه ساعتی بعد با اصل نوشته نزد من آمد، آن را در كتابخانهی مصادرهشدهی یكی از وابستگان رژیم گذشته یافته بود؛ همان رئیس سرسپردهی كذائی! (پس چرا وی مدعی شده بود كه آن را گم كرده است؟) و چون نام مرا بر آن دیده، غیرت انقلابیش اجازه نداده كه آن را بیش از این به غربت بگذارد.» ایشان دربارهی محتوای موضوع این كتاب اینگونه نوشتهاند: «این اوراق رنجنامهی خاموش قشری مظلوم و مستضعف است. قشری و جامعهای كه آن روز با همهی تنگدستی و قناعت، یك لحظه از چشم انتقامجوی و بهانهطلب دستگاه جبار دور نبود. گویی همهی توان و قدرت بازوی سیاستهای حاكم باید بر این موجود مستضعف و پاكدل و سرشار از صفا و ایمان آزموده میشد. [...] بر حوزهی علمیه از همه سو باران بلا و محنت بر آن میبارید. فقر و نیاز مادی از یك سو، تحقیر و اهانت زمامداران و همهی كسانی كه از فرهنگ دستآموز آنان تغذیه میشدند، از یكسو [...] میداننیافتن برای رشد و شكوفایی استعدادهایی كه گاه در حد اعجاب بود از یك سو و بالاخره فشار سیاسی موذیانه و بسیار سختگیرانه و گاه وحشیانهی دستگاه از سویی دیگر.» ایشان ادامه دادهاند: «كسی چه میدانست آن روز كه در حوزه و در این مدارس نیمهویران و تاریك و نمور چه میگذرد؟ از ظواهر امر خیلی كمتر از آنچه بود، دانسته میشد. نه فقرشان، نه درسشان و نه مبارزهشان چنان كه بود، شناخته نبود.» در واقع این كلمات انگیزهی اصلی ایشان برای نگارش این كتاب بوده است. در
بررسی مكتوبات و سخنرانیهای آیتالله خامنهای میتوان چهار دورهی زمانی
را در نظر گرفت. دورهی اول این مكتوبات مربوط به دوران مبارزات است.
دورهی دوم از هنگام پیروزی انقلاب تا شروع كار ایشان در مسند
ریاستجمهوری را شامل میشود. دورهی سوم مربوط است به دوران ریاستجمهوری
ایشان و دورهی چهارم نیز متعلق به دوران رهبری ایشان است كه از روز
چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ تا كنون ادامه دارد.![]() صلح امام حسن علیهالسلامكتاب «صلح امام حسن علیهالسلام» كه ترجمهای از كتاب «صلح الحسن» شیخ راضی آل یاسین است كه نخستین بار در سال ۱۳۴۸ منتشر گردید. در این كتاب آقا گفتهاند كه صلح امام حسن علیهالسلام از نظر مبارزه و تأثیر، كم از قیام امام حسین علیهالسلام در عاشورا ندارد و سپس ادامه دادهاند كه چون بعضی افراد صلح امام حسن علیهالسلام را یك حالت محافظهكارانه و تخریبكننده و سازشكارانه تعبیر میكنند، من در آنجا نشان دادهام كه این خودش یك قیام است. ![]() طرح كلی اندیشهی اسلامی در قرآنكتاب بعدی «طرح كلی اندیشهی اسلامی در قرآن» است كه در سال ۵۴ انتشار یافت. حضرت آقا مقدمهی این كتاب را اینگونه آغاز كردهاند: «طرح اسلام به صورت مسلكی اجتماعی و دارای اصولی منسجم و یكآهنگ و ناظر به زندگی جمعی انسانها، یكی از فوریترین ضرورتهای تفكر مذهبی است.» ایشان سپس ادامه دادهاند كه: «مباحثات و تحقیقات اسلامی، پیش از این به طور غالب، فاقد این دو ویژگی بس مهم بوده» و برای همین در مقایسهی اسلام با مكاتب دیگر، اسلام به نظر ضعیف میآمده، چون مكاتب دیگر طرح و برنامه میدادند. بنابراین ایشان این كتاب را در فضای پس از حوادث سال ۱۳۴۲ با یك باور یقینی به این نكته نوشتهاند كه اسلام باید به عنوان یك برنامهی زندگی مورد توجه قرار بگیرد. پس باید همهی كمبودها جبران شود و یكی از این كمبودها «طرح كلی برای این برنامه» است. ایشان در مقدمهی این كتاب، گامهای عملیاتی برای تحقق این هدف را اینگونه تبیین كردهاند: «نخست آنكه معارف و دستگاه فكری اسلامی از تجرد و ذهنیت محض خارج گشته و همچون همهی مكاتب اجتماعی، ناظر به تكالیف عملی و بهویژه زندگی اجتماعی باشد.» به این ترتیب، هرگونه جدایی دین از سیاست را بهكلی رد میكنند. دوم «آنكه مسائل فكری اسلام به صورت پیوسته و به عنوان اجزای یك واحد مورد مطالعه قرار گیرد.» این نكتهی ایشان بیانكنندهی ضعفی است كه در فضای فكری بسیاری از نویسندگان مذهبی آن روز وجود داشت. عناصری را از اسلام گزینش میكردند و روی آن كار میكردند، اما نمیتوانستند ربط این مسائل را به یكدیگر نشان دهند و اسلام را به صورت یك طرح جامع عرضه كنند. ایشان میگویند ما باید یك «طرح كلی و همهجانبهای از دین به صورت یك ایدئولوژی كامل و بیابهام و دارای ابعادی متناسب با زندگی چندبُعدی انسان» استنتاج كنیم. نكتهی بعدی ایشان، اشاره به برخی آسیبها در نظام اندیشهای متفكران و اندیشمندان است؛ اینكه برخی نویسندگان اسلامی آن زمان علیرغم آنكه به خاطر جنبههای مبارزهجویی و عدالتخواهی مورد توجه و عنایت حضرت آقا بودند، اما علاوه بر آموزههای اسلامی، تحت تأثیر سلایق و نظرهای شخصی هم بودند. ایشان این نكته را اینگونه میفرمایند: «آن كه در استنباط و فهم اصول اسلامی، مدارك و متون اساسی دین، اصل و منبع باشد، نه سلیقهها و نظرهای شخصی یا اندوختههای ذهن و فكر این و آن [...] تا حاصل كاوش و تحقیق، بهراستی «اسلامی» باشد و نه هر چیز جز آن. برای برآمدن این منظور، قرآن كاملترین و موثقترین سندی است كه میتوان به آن متكی شد كه «باطل را از هیچ سوی بدان راه نیست» و «در آن مایهی روشنگری هر چیز هست» و البته در پرتو تدبری ژرفپیما كه خود، ما را به آن فرمان داده است.» ایشان در ادامه ذكر میكنند در این رساله كه خلاصهای از چند سخنرانی است، «كوشیده شد كه مهمترین پایههای فكری اسلام از سازندهترین و زندهترین ابعادش در خلال آیات رسا و روشن قرآن جستجو شود.» جایگاه این كتاب در میان كتابهای آیتالله خامنهای بسیار ویژه و مهم است. به اعتقاد بنده، حتی تمامی سخنرانیها و بیانات امروزین ایشان در جایگاه رهبری نیز بیش و پیش از آنكه ناظر بر مسائل روزمره باشد، تماماً در چهارچوب همین طرح كلی است. ![]() گفتاری در باب صبركتاب «گفتاری در باب صبر» در سال ۱۳۵۴ انتشار یافته و حاصل سخنرانیهای ایشان پیرامون موضوع صبر در مسجد كرامت مشهد است. در اولین صفحات كتاب آمده است كه برداشت عامیانه از صبر، تحمل ناگواریها است. ایشان گفتهاند كه این برداشت اشتباه است و سپس ادامه دادهاند كه این معنی «هنگامی كه در یك جامعهی ستمكش، بیاراده و اسیر عوامل فساد و انحطاط مطرح شود، بزرگترین وسیله برای ستمگران و مفسدان و بزرگترین عامل و مشوق عقبماندگی، انحطاط و فساد خواهد شد.» ویژگی
چهارم آثار ایشان گستردگی حوزههای مختلف اندیشهای در آثار ایشان است.
بحثهای فقهی، اجتماعی، ادبی و سیاسی و دیگر مباحث، همگی در گسترهی آثار
ایشان برجسته و نمایان است.سپس بیان كردهاند كه وقتی صبر را در آیات و روایات نگاه میكنیم، میبینیم دقیقاً عكس این معنی منظور است. صبر «در یك جامعهی بدبخت، كلید همهی خوشبختیها و سپیدبختیها به شمار میآید.» ایشان صبر را با استفاده از منابع دینی اینگونه تعریف میكنند: «مقاومت آدمی در راه تكامل، در برابر انگیزههای شرّآفرین، فسادآفرین و انحطاط آفرین». سپس مثال میزنند كه یك گروه كوهنوردی در مسیر قله با موانع زیاد درونی مانند راحتطلبی، ترس، ناامیدی و موانع زیاد بیرونی مثل صخره و گرگ و خار و ارتفاع روبهرو است. كسی كه در این مسیر پر از دردسر مقاومت كند و به راه خود ادامه دهد، «صبر» داشته است. توجه كنید كه این سخنان در چه سالی ایراد شده است، در سال ۱۳۵۴. یعنی این سخنرانیها به لحاظ زمانی مقارن بوده با شروع دور جدیدی از فعالیتهای ساواك با هدف گسترش سركوبها، دستگیریها، شكنجهها و شهادت بسیاری از مبارزین انقلابی. در دورهای كه كمیتهی مشترك ضد خرابكاری فعالیت خود را گسترش داد و بسیاری معتقد شده بودند كه مبارزه دیگر هیچ فایدهای ندارد. ایشان اما در این كتاب معنایی فعال، مثبت و مبارزهجویانه و مقاومتطلبانه از صبر ارائه دادند. فعالیت علمی در اوج مبارزهی سیاسیآنچه كه در بالا ذكر كردیم، تنها بخشی از كتابها و فعالیتهای علمی آیتالله خامنهای در آن دوران بود. جزوات و كتابهای دیگری نیز بودهاند؛ مانند «ادعانامهای علیه تمدن غرب»، «پیشوای صادق»، «از ژرفای نماز» و نیز مكتوبات دیگری كه بسیار غنی و پربار هستند. این آثار یا بعضاً بازنشر نشده یا اصلاً انتشار نیافته است. حضرت آقا تمامی این فعالیتها را در حالی صورت دادهاند كه شش بار در همان زمان دستگیر شدند و به تبعید رفتند و یك زندگی مخفیانه و تحت تعقیب را تجربه كردند. ایشان در چنین شرایطی فعالیتهای علمی و اندیشهای را در كنار مبارزه پیگیری میكردند؛ در شرایطی كه خود ایشان میگویند: حتی در كتابخانه هم تحت نظر مأموران اوقاف مرتبط با ساواك بودند و یادداشتبرداری ایشان هم تحت نظر بود.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 11:41  توسط
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 12:36  توسط
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 12:31  توسط
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 12:24  توسط
|
ولادت حضرت زهرا(س) - روز مـــــــــــــادر میلاد دخت نبی و روز مـــــــادر پیشاپیش مبارک زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفته / دین نبی ز فیضش نشو و نما گرفته مریم زمکتب او درس حیا گرفته / جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته . . آسودگی از محن ندارد مادر. آسایش جان و تن ندارد مادر .دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر -------------------------------------------------------------------------------- چرا به کوی محبت نمی بری مارا؟ چرا به گوشه چشمی نمیخری مارا؟ خدا کند به دلت مهر این غلام افتد به رنگ سرخ شهادت در آوری ما را... انـا اعطیناک الکـوثـر میلاد دخت نبوت ، همسر ولایت ، مادر امامت ، برشما همسنگر امتدادی مبارک باد . . . -------------------------------------------------------------------------------- -:-رهسپاریم با ولایت تا شهادت-:-
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 1:2  توسط
|
ولادت حضرت زهرا عليها السلام
در چنين روزى حضرت حوراء انسيه، عذراء بتول، ام ابيها، حضرت فاطمه زهرا عليها السلام در سال پنجم بعثت در مكه مكرمه به دنيا آمد.
انعقاد نطفه فاطمه عليها السلام
داستان انعقاد نطفه حضرت فاطمه زهرا عليها السلام مراحلى دارد كه ذيلاً خلاصه آن آورده مى شود:
1 . در شب معراج خداوند سيبى به پيامبر صلى الله عليه و آله هديه داد كه از عظمت خلقت و بوى و رنگ و زيبايى آن، ملائكه تعجب كردند. خداوند امر فرمود تا پيامبر صلى الله عليه و آله آن را ميل كند. هنگامى كه آن سيب را شكافت، نورى از آن درخشيد. جبرئيل عليه السلام گفت: بخور يا رسول اللّه ، كه اين نور منصوره فاطمه، دخترى است كه از صلب تو خارج مى شود. در بعضى روايات است كه از رطب بهشتى هم خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله ميل فرمودند.
2. در 10 شعبان سال چهارم جبرئيل عليه السلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله در ابطح نازل شد و فرمان كناره گيرى از حضرت خديجه عليها السلام را به مدت 40 روز به عنوان مقدمه حمل حضرت زهرا عليها السلام ابلاغ فرمود.
با اينكه آن حضرت علاقه وافرى به خديجه عليها السلام داشت و اين كار براى آن حضرت پر مشقت بود، ولى براى خديجه عليها السلام پيغام داد كه مدتى به منزل نمى آيم و به منزل فاطمة بنت اسد عليها السلام مى روم. شب ها در را ببند و در بستر آسايش كن.
پيامبر صلى الله عليه و آله شب ها به منزل فاطمة بنت اسد عليها السلام مى آمد. هر شب هنگام افطار، خرما و انگور و غذاى بهشتى مى آوردند. با آب بهشتى و حوله، دست آن حضرت را شسته و تميز مى كردند. اميرالمؤمنين عليه السلام حسب دستور پيامبر صلى الله عليه و آله جلو در مى نشست كه كسى نيايد و در آن غذا با پيامبر صلى الله عليه و آله شريك شود. در شب چهلم دستور رسيد به خانه خديجه عليها السلام برو كه خداوند به خود سوگند خورده كه امشب از صلب تو ذريه پاك و طيّبه اى بيافريند. حضرت از جا برخاسته و به منزل خديجه عليها السلام آمدند.
حضرت خديجه عليها السلام مى فرمايد: «سوگند به آن كسى كه آسمان را برافراشته و آب را از زمين جوشانيده، حضرت از من دور نشده بود كه سنگينى وجود فاطمه عليها السلام را در خود احساس كردم».
دوران باردارى خديجه عليها السلام
هنگامى كه حضرت خديجه عليها السلام دوران حمل خود را مى گذراند، حضرت فاطمه عليها السلام از داخل شكم با مادر صحبت مى فرمود، و او را دلدارى مى داد و به صبر و پايدارى دعوت مى فرمود.
پيامبر صلى الله عليه و آله به خديجه عليها السلام فرمودند: «جبرئيل به من بشارت داد كه اين مولود دختر است، و او موجودى پاك و با بركت است. خداوند متعال نسل و ذريه مرا از او قرار مى دهد، و از نسل او امامانى در امت قرار خواهد داد كه بعد از پايان يافتن وحى او، جانشينانش در روى زمين باشند».
هنگام ظاهر شدن آثار وضع حمل، سراغ زنان قريش فرستادند، ولى كسى براى كمك نيامد، چه اينكه آنها راضى به ازدواج حضرت خديجه عليها السلام با پيامبر صلى الله عليه و آله نبودند، و خديجه عليها السلام از اين برخورد آنها غمناك شد.
در همين حال، چهار زن بلند بالا كه شبيه زنان بنى هاشم بودند بر او وارد شدند. يكى از آنان به او گفت: «اى خديجه، غمگين مباش كه ما فرستادگان پروردگار تو هستيم. ما خواهران توايم، من ساره هستم، و اين آسيه دختر مزاحم و همنشين تو در بهشت و اين مريم دختر عمران و اين صفوراء دختر شعيب است. خداوند ما را نزد تو فرستاده تا در كارهاى مربوط به زنان به تو كمك كنيم». يكى از آنان در سمت راست او، ديگرى در سمت چپش، سومى پيش روى آن حضرت و چهارمى پشت سر او نشستند.
فاطمه عليها السلام به دنيا آمد
عُليا مخدره خديجه كبرى عليها السلام، حضرت فاطمه زهرا عليها السلام را پاك و پاكيزه بر زمين نهاد. در اين هنگام نورى از وجودش درخشيد كه تمام خانه هاى مكه را روشن كرد، و اين نور در شرق و غرب درخشش نمود. بانويى كه پيش روى خديجه عليها السلام بود، حضرت فاطمه عليها السلام را برداشت و با آب كوثر شستشو داد، و پارچه سفيدى كه از شير سفيدتر و از مشك و عنبر خوشبوتر بود بيرون آورد. يكى را بر بدن او پيچيده، ديگرى را بر سرش انداخت و سپس از او خواست كه سخن بگويد.
حضرت فاطمه عليها السلام لب به سخن گشود، و فرمود: «اشهد ان لا اله الا اللّه ، و انّ ابى رسول اللّه سيد الانبياء و انّ بَعلى سيد الاوصياء و انّ ولدى سادة الاسباط»: «گواهى مى دهم كه جز اللّه خدايى نيست، و پدرم فرستاده خدا و سرور پيامبران است، و شوهرم سرور جانشينان و فرزندانم آقاى نوادگان و اسباط هستند».
بعد بر يكايك آنان سلام كرده و هر يك را به اسم صدا زد. آنان بر چهره او تبسم كردند، و حور العين و بهشتيان يكديگر را به ولادت حضرت فاطمه عليها السلام بشارت دادند. در آسمان نورى درخشان پديد آمد كه ملائكه تا آن روز چنان نورى را نديده بودند، و لذا نام حضرت را «زهرا» گذاشتند. بانويى كه پيش روى خديجه عليها السلام نشسته بود، به خديجه عليها السلام گفت: «او را پاك و پاكيزه و آراسته و با بركت در برگير، كه در نسل و ذريه اش بركت قرار داده شده است».
خديجه عليها السلام، حضرت را با شادى و خشنودى از دست او گرفته، و سينه در دهانش گذارده و دهان او را پر از شير كرد، و اين گونه بود كه فاطمه عليها السلام رشد جسمى خود را آغاز كرد.
برگرفته از کتاب تقویم شیعه
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 0:32  توسط
|
پیشا پیش ولادت حضرت زهرا و روز مادر مبارک
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:38 PM ] [ محسن تاری فرد ]
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 0:21  توسط
|
۲۰/۲/۱۳۹۱از استقلال فرانسه تا سنتشكنی آمریكایی
«من براى شما يك مثال بزنم. دولت فرانسه در دوران ژنرال دوگل كه رئيس جمهور فرانسه بود، اجازه نداد كه انگليس وارد اتحاديهى اروپا بشود. چرا؟ گفتند انگليس وابستهى به آمريكاست؛ نوع ارتباطات انگليس و آمريكا، اتحاديهى اروپا را از استقلال مىاندازد. دوگل نگذاشت كه انگليس وارد اتحاديهى اروپا شود، به خاطر ارتباط و اتصال و وابستگى به آمريكا. اين مربوط به آن روز فرانسه است. اين آقائى كه امروز در فرانسه سر كار است، حرفهاى آمريكا را رله ميكند؛ همان حرفهائى را كه آنها ميخواهند، آنچه كه در دل آنهاست، تكرار ميكند؛ شده تابع محض! خب، اين ضعف است. كار اروپا به اينجا رسيده است.» این جملهها بخشی از سخنان رهبر انقلاب در نماز جمعهی ۱۳۹۰/۱۱/۱۴ پیرامون استقلال رأی و عمل فرانسه در مناسبات بینالمللی و منطقهای است. گفتار زیر از دكتر حجتالله ایوبی، رایزن فرهنگی اسبق ایران در فرانسه این موضوع را بررسی كرده است:
ژنرال دوگل كیست؟
ژنرال دوگل از شخصیتهای تاریخی و از قهرمانان ملی فرانسه بوده است. او علاوه بر نقشی كه در آزادی فرانسه پس از اشغال در جنگ جهانی دوم داشت، پایهگذار جمهوری پنجم فرانسه نیز به شمار میآید. بنابراین حكومت امروز فرانسه كه از سال ۱۹۵۸ تاكنون در صحنهی بینالمللی حیات دارد، ساخته و پرداختهی ژنرال دوگل است.
دوگل یك شخصیت سیاسی و كاریزماتیك هم بود و میتوان گفت روح دوگل بر جمهوری پنجم حاكم است. علاوه بر این، نظام سیاسی كه دوگل بنا نهاد، یك نظام سیاسی تمركزگرا بود كه در آن رئیسجمهور به عنوان شخص اول كشور، اختیارات بسیار فراوانی داشت؛ اختیاراتی كه قابل مقایسه با هیچ نظامی در اروپا و در غرب نیست.
سخنان رهبر معظم انقلاب دربارهی استقلال فرانسه
دوگل وقتی حكومت فرانسه را به دست گرفت، شعار اصلی خود در سیاست خارجی را «استقلال ملی و شكوه فرانسه» قرار داد. او بسیار كوشید تا در دوران دهسالهی حكومتش به این شعار پایبند باشد. پس از او نیز جریانهایی كه به نام دوگل ظهور كردند، تلاش كردند تا از این سنت پاسداری كنند. دوگل برای حفظ استقلال فرانسه پس از جنگ جهانی دوم -فرانسهای كه در بحران اقتصادی ناشی از جنگ، با پولهای آمریكاییها (طرح مارشال) در حال بازسازی بود- سعی كرد عزت نفس خود و كشورش را در مقابل آمریكا حفظ كند. او در طول جنگ سرد روابط بسیار خوبی با اتحاد جماهیر شوروی برقرار كرد كه این موجب عصبانیت و ناراحتی آمریكاییها شد. دوگل هم به مسكو رفت و هم رهبران شوروی را به حضور پذیرفت. او همچنین روابط بسیار خوبی با جهان اسلام و كشورهای عربی داشت و در خصوص رژیم اشغالگر قدس، سیاستهایی كاملاً مخالف با سیاستهای آمریكا را اتخاذ و اعلام كرد.
اختلاف با آمریكا و انگلیس
اوج اختلافهای سران آمریكا و ژنرال دوگل در دو مسأله بروز و ظهور پیدا كرد. یكی از این دو مسألهی اتحادیهی اروپا بود. دوگل طرفدار تشكیل اتحادیهی اروپا بود، اما اروپایی كه در مقابل دولتهای دیگر و از جمله آمریكا مستقل باشد. البته مقصود دوگل جنگ با آمریكا یا دولتهای دیگر نبود، بلكه پافشاری او بر این بود كه اروپا باید روی پای خودش بایستد. بنابراین دوگل از معماران اتحادیهی اروپا با تكیه بر مفهوم اروپای مستقل بود. او تأكید داشت كه اروپای مستقل باید خودش امنیتش را تأمین كند.
سیاست دفاعی اروپا نقطهی آغاز اختلاف بین دوگل و بهویژه انگلیسیها بود. انگلیسیها و برخی كشورهای دیگر معتقد بودند كه آمریكاییها باید بیایند و در جریان پیمان ناتو امنیت اروپا را در برابر بلوك شرق حفظ كنند. در حالی كه دوگل معتقد بود اروپا برای حفظ امنیتش نیازی به آمریكا ندارد. دوگل سیاست فراآتلانتیكی آمریكاییها را قبول نداشت. بنابراین هزینهاش را هم پذیرفت و این اختلافها شدت گرفت. تا آنجا كه در اقدامی كمسابقه و در عین حال پرافتخار برای فرانسویها، دوگل نیروهای فرانسه را از پیمان نظامی و دفاعی ناتو خارج كرد.
نماز جمعه تهران. چهاردهم بهمنماه سال نود
اختلاف دوم دوگل با آمریكاییها در مسألهی دستیابی فرانسه به سلاح اتمی و فناوری هستهای بود. در آن دوران آمریكا، چین و روسیه به فناوری هستهای رسیده بودند و آن را در اختیار انگلستان هم گذارده بودند، اما نمیخواستند فرانسه به این مهم دست یابد. دوگل صریحاً اعلام كرد كه برای جلوگیری از حملهی دشمنان به فرانسه و به عنوان یك قدرت بازدارنده، توان دستیابی به این فناوری و نیز سلاح هستهای را دارد. وی با زحمات و زیركی فراوان، برخی از متخصصانش را به آمریكا فرستاد و اطلاعاتش را جمع كرد و بدون كمك آمریكاییها و به رغم مخالفتهای بسیار فراوان آنان و برخی كشورهای اروپایی، سرانجام به فناوری هستهای دست پیدا كرد و بمب اتم را آزمایش كرد. این اتفاق به یك چالش جدید بین آمریكا و فرانسه دامن زد و میتوان گفت كه دوگل تقریباً در حالت تحریم قرار گرفت.
سنتی كه هم راست به آن پایبند بود و هم چپ
با همهی این تفاسیر، دوگل روز آزمایش بمب اتمی در فرانسه را جشن ملی اعلام كرد و در ملاقاتی كه با رهبران آمریكا داشت، به رئیسجمهور آمریكا گفت: ما بدون كمك شما به این سلاح رسیدیم. رئیسجمهور آمریكا هم به دوگل گفت: ما طبق قانونی كه كنگره تصویب كرده، نمیتوانیم این فناوری را به كشورهای دیگر بدهیم و قانون دست و پای ما را بسته بود. دوگل در جواب او گفت: من قانون اساسی این كشور (فرانسه) را عوض كردم و جمهوری جدیدی بنا كردم، شما نمیتوانستید این قانون را عوض كنید؟!
این سنت اگرچه یك سنت دست راستی در فرانسه است، اما رؤسای جمهور فرانسه پس از دوگل نیز سعی كردند در راه او گام بردارند. جناح راست فرانسه، اندیشهی استقلال در برابر آمریكا را به عنوان اصل اساسی سیاست خارجی خود میدانست. حتی جناح چپ هم به همین باور و اعتقاد در فرانسه رسید. در دوران چهارده سالهی آقای میتران و نیز در دوران دو سه سالهی دولت آقای لیونل ژوسپن سوسیالیست نیز همین سیاست تكرار شد. بنابراین مسألهی استقلال ملی و شكوه فرانسه و ایستادن در برابر آمریكا و عدم تبعیت از آمریكا به یك سنت فرانسوی تبدیل شد.
وقتی در سال ۱۹۹۵ نوبت به شیراك رسید، از هر نظر سعی كرد پا جای پای ژنرال دوگل بگذارد. شیراك خود را وارث دوگل میخواند. او سعی كرد در مواجهه با مسألهی رژیم صهیونیستی موضع عادلانهای داشته باشد و در موارد مختلفی با آنها مخالفت كرد. شیراك با جهان عرب و جمهوری اسلامی هم ارتباطات خوبی داشت. حتی در مسائل هستهای ایران نیز شیراك رفتار عاقلانهتری نسبت به بقیه داشت.
سیاست دفاعی اروپا نقطهی آغاز اختلاف بین دوگل و بهویژه انگلیسیها بود. انگلیسیها و برخی كشورهای دیگر معتقد بودند كه آمریكاییها باید بیایند و در جریان پیمان ناتو امنیت اروپا را در برابر بلوك شرق حفظ كنند. در حالی كه دوگل معتقد بود اروپا برای حفظ امنیتش نیازی به آمریكا ندارد.
سنتشكنی ساركوزی
اما وقتی كه شیراك رفت و پدیدهای به نام ساركوزی به حكومت رسید، تمام این سنت فرانسوی را كه ریشه در تاریخ فرانسه دارد -و حتی به پیش از دوگل نیز برمیگردد- زیر پا گذاشت. دوران پایان ژاك شیراك دوران تنش و بحران آمریكا و فرانسه بود، زیرا شیراك در جریان جنگ دوم خلیج فارس موضع مخالفت گرفت و نیرویی اعزام نكرد. این اتفاق به بحرانی در روابط فرانسه و آمریكا انجامید. حتی چند شركت آمریكایی برخی كالاهای فرانسوی را كه در آمریكا طرفدار داشت، تحریم كردند. در چنین شرایطی آقای ساركوزی به حكومت رسید و همان ابتدا اعلام كرد كه با آمدن من ورق برخواهد گشت. ساركوزی به قول خودش كوشید كه تنش تاریخی رابطهی بین آمریكا و فرانسه را از بین ببرد. او نهتنها این رابطه را بهبود بخشید، بلكه بر خلاف سنت فرانسویها، پیروی بیچون و چرا از آمریكاییها را مشی سیاست خارجی خودش قرار داد. به دلیل همین شیوه بود كه ساركوزی در همان ابتدای كارش «تونیبلر آمریكا» لقب گرفت و این در حالی بود كه این لقب برای مردم فرانسه چندان خوشایند نیست.
ساركوزی حتی سعی كرد از آمریكاییها هم جلوتر برود؛ بهویژه در خصوص ایران و مسائل هستهای ما و برخی موارد دیگر. رفتار ساركوزی و بهویژه پیروی بیچون و چرای او از آمریكا و از آن طرف هم رفتار و عملكرد ضعیف و غیر مبتكرانه در قبال اتحادیهی اروپا به هیچ وجه مورد قبول فرانسویها نبود.
شكست ساركوزی در انتخابات اخیر را نباید تكعاملی دانست، بلكه این اتفاق به مجموعهای از عوامل مانند عوامل اقتصادی نیز برمیگردد. البته كارنامهی آقای ساركوزی در عرصهی اقتصادی آنچنان هم بد نیست. فرانسه در جریان بحران اقتصاد جهانی جزء كشورهایی بوده كه تا حدی بهسلامت از آن عبور كرده و مثل آلمان، یونان، ایتالیا یا اسپانیا نشده است. لذا چهبسا شكست آقای ساركوزی به رفتارهایی برمیگردد كه با منش و سنن و خوی فرانسویها در تضاد بود.
نسخه چاپی برچسبها :انگليس; ایالات متحده امريكا; فرانسه;
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 23:50  توسط
|
1391/02/21 15:51مقاله | نسبت بیداری اسلامی با جهانی شدن
1391/02/21 15:32مقاله | كاوشی پیرامون «مسأله بیداری» در جهان اسلام
1391/02/21 13:44ديگران - يادداشت | پیكربندی دیدگاههای رهبری درباره بیداری اسلامی
1391/02/21 08:39ديگران - يادداشت | نظریهی بیداری اسلامی، خط اعتدال آرمانگرا
1391/02/20 17:16ديگران - يادداشت | مسلمانان هندوستان و استعمار انگلستان
1391/02/20 16:44ديگران - يادداشت | از استقلال فرانسه تا سنتشكنی آمریكایی
1391/02/20 14:43تلکس متني | فارس | هدیه شاعران كودك به مقام معظم رهبری
1391/02/20 11:08مقاله | آسیبشناسی بیداری اسلامی از نگاه امام خمینی (ره)
1391/02/20 11:04مقاله | انقلاب اسلامی و احیای كاركردهای دین در عرصهی جهانی
1391/02/20 11:02مقاله | معادلات منطقهای و بینالمللی بیداری اسلامی
1391/02/20 11:00مقاله | نقش انقلاب اسلامی در استكبارستیزی و بیداری جهان اسلام
1391/02/20 10:57مقاله | كارآمدی نظام اسلامی ایران، بسترساز به ثمر رسیدن بیداری اسلامی
1391/02/20 10:52مقاله | جایگاه بیداری اسلامی در كلام مقام معظم رهبری
1391/02/20 10:48مقاله | مؤلفههای اساسی بیداری اسلامی در اندیشهی سیاسی حضرت امام خمینی (ره)
1391/02/20 10:43مقاله | فلسطین؛ محور اصلی بیداری اسلامی
1391/02/20 10:41تلکس متني | مهر | كتاب «بیداری اسلامی؛ از منظر امام راحل و رهبر انقلاب» در نمایشگاه
1391/02/20 10:29مقاله | تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر شكلگیری بیداری اسلامی
1391/02/20 10:24مقاله | بررسی آرای امام خمینی (ره) در حوزهی وحدت اسلامی
1391/02/19 17:50تلکس متني | ایرنا | اجرای منویات رهبری در بخش نشر و حمایت از ناشران داخلی
1391/02/19 16:39مقاله | بیداری اسلامی و تحقق قانونی چشمانداز امت واحدهی اسلامی
1391/02/19 16:36مقاله | بررسی عوامل مؤثر در بیداری اسلامی بر اساس روششناسی تأییدگرا
1391/02/19 16:29مقاله | عوامل مؤثر در بيداری و خيزش عليه نظام سلطه جهانی
1391/02/19 16:25مقاله | كاربست آیندهپژوهی در شناخت چشماندازهای بیداری اسلامی
1391/02/19 16:22مقاله | موانع تحقق اندیشهی بیداری اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 23:47  توسط
|
پنجشنبه, ۰۴ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۳۶ شناخت رهبری - رهبر از نگاه مردم و شخصيت ها
شانعلی استون: درود بر آیت الله خامنهای
سایت باراک اوباما دات آی آر با شان استون پیش از اسلام آوردن وی و در جریان کنفرانس هالیوودیسم گفتوگویی انجام داد که یکی از سئوالات پرسیده شده چنین است:
* نظر شما درباره آیت الله خامنهای چیست؟
من در مورد ایشان چیز زیادی نمیدانم و البته نمیخواهم در سیاست قاطی بشوم. در غرب صحبتهای ایشان به دست ما نمیرسد ولی حرفی که چند روز پیش زدند حرف زیبایی بود که هیچ کسی از رهبران دنیا این حرف را نمیزند. ایشان گفت که انسانها چهرهای از خدا در روی زمین هستند و درود بر ایشان به خاطر این حرف.
آیتالله خامنهای تنها رهبری است که اینطور حرف میزند. این صحبتها صحبتهایی است که مردم در غرب، به شدت با آن سمپاتی نشان میدهند. اگر به زمان رنسانس برگردیم، میبینیم این حرفهای خوب در غرب نیز زده میشد اما متاسفانه قطع شد. فرق بین انسان و حیوان چیست و اگر انسان به ارزشها توجه نکند، فقط همدیگر را میکشند تا زنده بمانند. فاشیسم و کاپیتالیسم همواره در حال کشت و کشتار مردم دنیا هستند چون این بخش از انسانیت را حذف کردهاند.
نکته دیگری که باید اضافه کنم، این است که همیشه برای ما چهره آقایان خمینی و خامنهای را با تصاویری عصبانی و عبوس نشان میدهند اما من در تهران تصاویری از این دو شخص دیدم که بسیار زیبا و در حال لبخند زدن بودند و با تصویرسازی که در کشور من از آنها میشد کاملاً متفاوت بود.
تصاوير/ شان علي استون در حال وضو گرفتن
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:29  توسط
|
چهارشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۰۷ شناخت رهبری - رهبر از نگاه مردم و شخصيت ها
پایگاه صالحات- آیت الله بهجت (ره) نوشتند: اگر می دانی به گناه می افتی، ورود شما به مجلس حرام است. ... در مجلس، وظیفه شما این است که خواسته های زعیم را بدانی و دقیقا به خواسته های او عمل کنی والسلام.
حجتالاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهراني: در زمان فتنه در مجلس از یک موضوع بسیار رنج میبردیم، برخی دوستانی که مدعی اصولگرایی هستند، در اوج فتنهگری فتنهگران با مواضع خود گاهی به نعل می زدند، گاهی به میخ؛ خودشان هم البته در مصاحبههایشان تایید میکنند و می گویند اگر ما نبودیم، مجلس دو دسته و اوضاع خراب می شد، ما بودیم که مجلس را نگه داشتیم. اتفاقا راست هم می گویند چون رفتارشان طوری بود که مشارکتی ها هم به آنها رأی میدهند!
این دو دوزه بازی کردن ها در حالی بود که آقا مداوم بر شفاف سخن گفتن تاکید می کردند. طبیعی است وقتی شفاف سخن بگوییم عده ای ما را طرد کرده و کنار میگذارند.
آرام آرام یک جلساتی در مجلس گذاشتیم و در نهایت دوستان فراکسیون انقلاب اسلامی راهاندازی و نوشته ای جهت کسب تکلیف تقدیم رهبر معظم انقلاب شد. تلاش هم بر این بود که این نوشته حتما به دست مبارک ایشان برسد تا هرچه نظر مبارک معظم له است، به آن عمل شود.
آقا پیام دادند که این نوشته مبهم است و امر به توضیح بیشتر کردند دوستان چند پاراگراف اضافه و ارسال کردند دوباره پیام رسید که این متن نیز گویا نیست و بعد آقا فرمودند که برای ارائه توضیح بیشتر به محضرشان شرفیاب شویم.
زمان دیدار روز دوشنبه ساعت 10 صبح تعیین شد که ایام شهادت امام سجاد(ع) هم بود. همراه با حدود 20 تا 30 نفر از نمایندگان به خدمت ایشان رسیدیم. پیش از این دیدار بنا بر این شد تا هرکدام از دوستان نکات مورد نظر خود را یادداشت کنند و شب قبل از این دیدار این نکات در قالب یک متن 12 صفحه ای جمعبندي شد تا در دیدار با آقا قرائت شود.
برنامه ریزی دوستان بر این منوال بود که بنده در ابتدا چند دقیقه ای در خصوص امام سجاد(ع) سخن بگویم و بعد توضیح مختصری از خواسته جمعی دوستان ارائه شود تا فضا برای قرائت آن متن آماده شود.
تعریف از خود کردن کار خوبی نیست اما در محضر آقا صحبت خیلی خوبی در خصوص امام سجاد(ع) مطرح کردم؛ بحثی کردم که خودم بلد نبودم! موضوع این بحث حدود شش، هفت دقیقه ای نقش امام سجاد(ع) در بین اهل بیت(ع) بود و اینکه امام سجاد(ع) در زمان خود خیلی نرم افزاری عمل کرده و برنامه ایشان برای امروز ما برنامه بسیار مناسبی است که حضرت آقا نيز مورد لطف قرار دادند و بیان کردند که درباره امام سجاد(ع) اینگونه تا بهحال نشنیده بودند.
بعد هم توضیح دادم که دوستان حاضر درجلسه برای این آمده اند که فقط این نکته را بگویند که "آقا ما هستیم. شما اگر صلاح می دانید روی ما حساب کنید"،
در ادامه هم نوشته آیت الله بهجت را توضیح دادم. ماجرای نوشته آیت الله بهجت هم از این قرار است که بنده واقعا علاقه ای به شرکت در انتخابات مجلس نداشتم با اساتید محترم مشورت زیادی کردم اما به نتیجه ای نرسیدم بنا شد که از آیت الله بهجت مشورت بگیرم که ایشان چند سطری برای من نوشتند که خیلی عجیب است.
پیش گویی آیتالله بهجت که محقق شد
آیت الله بهجت همان ابتدای نوشته خود تاکید کردند که اگر می دانی به گناه می افتی، ورود شما به مجلس حرام است. بعد هم می فرمایند ولی به مجلس بروید اما تلاش نکنید اول باشید، همیشه خودتان را دوم قرار دهید، به این دلیل که اگر زمینه عقب نشینی فراهم شد، بتوانید عقب نشینی کنید.
جالب بود وقتی این سطور را برای آیت الله مصباح خواندم، ایشان فرمودند که صبر کن چند ماه دیگر در انتخابات دوم میشوی! آیت الله بهجت غیب می گوید و البته همین طور هم شد، بنده علی رغم اینکه اصلا احتمال نمی دادم اما در تهران بعد از آقای حدادعادل با آن همه سابقه و فعالیت دوم شدم.
اما در نوشته آیت الله بهجت یک نکته بسیار برجسته وجود داشت. ایشان تاکید کردند که در مجلس، وظیفه شما این است که خواسته های زعیم را بدانی و دقیقا به خواسته های او عمل کنی والسلام. منظور آیت الله بهجت هم از زعیم حضرت آقا است. ایشان شأن رفتن ما به مجلس را تحقق خواسته های آقا برشمردند نه چیز دیگر.
از منظر شیعه، فقط ولی فقیه حق مصلحت اندیشی را دارد که به آن "مصالح مرسله" میگویند. در فقه ما جایگاه مصالح مرسله به دست ولایت فقیه است نه کس دیگر. ما باید به مُرّ احکام و قوانین عمل کنیم و اگر بنا باشد تغییري انجام شود، باید از سوی مقام ولایت باشد؛ مثلا باید دست دزد بریده شود، هر کس كه می خواهد باشد، مگر آنکه مقام ولایت منع كند.
بنده همین مطلب آیت الله بهجت را خدمت آقا عرض کردم که آمده ام به مجلس تا خواسته زعیم را محقق کنم و در اين زمينه خواهم ایستاد. احساس می کنم که بقیه دوستان هم حرفشان همین بود.
بعد هم آن متن 12 صفحه ای خوانده شد که در آن انتقادهايی از وضع مجلس و هیات رئیسه و اشکالاتی که در مجلس است و همچنین کارهایی که در مجلس لازم است، انجام شود مطرح شد تا در صورت صلاحدید راهکاری از سوی آقا بیان شود. صفحه آخر این مقاله هم در رابطه با همراهان رییس جمهور بود که دوستان نسبت با اين جريان احساس خطر ميکردند.
آقا این نوشته را نوشته ای عادلانه، شجاعانه و بی پیرایه توصیف و نسبت به آن ابراز رضایت کردند. نکات دیگری هم فرمودند. البته ایشان تاکید کردند که شما آرمانی فکر میکنید، بدانید که آرمانها به طور کامل محقق نمی شود اما باید پای آرمانها ایستاد تا به آن رسید. آقا در سخنانشان به نکاتی هم راجع به فتنه اشاره کردند.
بر مبنای قرآن فتنه یکی از سنتهای الهی است و بالاخره رخ میدهد؛ چه بخواهید و چه نخواهید. "احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا وهم لا یفتنون" آیا مردم خیال می کنند همین که بگویند ایمان آوردیم، ما می پذیریم و آنها به فتنه نمی افتند؟ قطعا مبتلا به فتنه می شوند. "و لقد فتنا الذین من قبلهم" قبلیها هم به فتنه افتادند، شما هم مبتلا ميشويد. "فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین" تا معلوم شود چه کسی راست می گوید و چه کسی دروغ. این فتنه ها بالاخره ریزش دارد.
آقا در سخنان خود یک تحلیلی داشتند که این تحلیل مرا به وحشت انداخت. البته عین عبارت آقا در خاطرم نیست اما نقل به مضمون این است که ایشان با یادآوری فتنه سال 1378 اشاره کردند که این فتنه در عرض چند دقیقه تمام شد.
بنده یادم است که در آن زمان با هشدار مختصر فرمانده سپاه پاسداران وقت به وزیر کشور چند دقیقه ای موضوع جمع شد.
بعد آقا اشاره داشتند به فتنه اخیر که ده سال بعد از فتنه سال 78 روی داد که جمع شدن آن حدود یک سال به طول انجامید. در ادامه فرمودند که اگر 10 سال دیگر فتنه ای رخ بدهد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
خلاصه باید حواسمان باشد، وظیفه ما هم مشخص است همان نکته همیشگی رهبر انقلاب؛ بصیرت.
عبارت ایشان این بود که باید نورافکن بین آنها بیندازید.
دوستان حواسمان باشد خدای نکرده اگر مشکلی پیش بیاید، بی شک ولایتمداران برنده خواهند شد و آنها که فقط شعار می دهند اما در عمل کارهای دیگری انجام می دهند، درمانده خواهند شد.
منبع: سایت رجانیوز
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:23  توسط
|
جمعه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۰:۱۶ شناخت رهبری - ديدگاه ها و انديشه هاي رهبري
دانلود پوستربا سایز اصلی
مبادا کسانی باشند که ,اگر کسی امر به معروف و نهی از منکر کرداز او حمایت نکنند بلکه از مجرم حمایت کنند,البته خبرهایی به من از گوشه و کنار کشور میرسد دربعضی از موارد,هرجایی که من بدانم و احساس بکنم,خبر اطمینان بخشی پیدا بکنم که آمر به معروف و ناهی از منکر مورد جفای خدای نکرده یک مامور ومسئولی قرار گرفته باشد خودم وارد قضیه خواهم شد
دانلود صوت
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 17:16  توسط
|
احکام نماز
اهميت و شرايط نماز
وقت نماز
قبله
مکان نمازگزار
احکام مسجد
احکام ساير مکانهاى دينى
لباس نمازگزار
پوشيدن طلا و نقره و به کار بردن آن
اذان و اقامه
قرائت و احکام آن
ذکر نماز
سجده و احکام آن
مبطلات نماز
سلام
شکيات نماز
نماز قضا
نماز قضاى پدر و مادر
نماز جماعت
حکم امام جماعتى که قرائت وى صحيح نيست
امامت شخص ناقص العضو
شرکت زنان در نماز جماعت
اقتدا به اهل سنت
نماز جمعه
نماز عيد فطر و عيد قربان
نماز مسافر
آنکه شغلش مسافرت است يا سفر مقدمه شغل اوست
حکم دانشجويان و روحانيون
قصد اقامت و مسافت شرعى
حدّ ترخّص
سفر معصيت
احکام وطن
تبعيت زن و اولاد در وطن
احکام بلاد کبيره
نماز استيجارى
نماز آيات
نوافل
مسائل متفرقه نماز
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:48  توسط
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||